سایت پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی

ورود شما دوست فرهیخته و گرامی را صمیمانه به این وبلاگ خوشامد می گویم

هنرهای دوره قاجاریه
نویسنده : سید محسن حاج سید جوادی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

 ده سال پس ازمرگ نادرسردارمحلی به نام کریم خان زند خود را به یکی ازامرای وابسته محلی نزدیک گرداند و به مدارج مهم سیاسی ارتقا یافت برای تحکیم موقعیت خود کریمخان دست دیگر طوایف نظیر بختیاری ها و یکی دیگر از تیره های قزلباش،قاجار را از دولت کوتاه کرد بر خلاف نادر شاه کریم خان از مقرش در شیراز لشکر کشی و کشور گشایی را کنار نهاد وبه تقویت دولت در داخل کشور پرداخت هر چند کریم خان بسیاری از نابسامانی ها وخرابیهایی را که اغاغنه و نادر شاه به ایران وارد ساخته بودند ترمیم ساخت ولی با مرگش درسال1193 ایران مجددا دستخوش اشوب شد.

جامعه شناسی هنر، هنر را نه تنها یک کشف و شهود بلکه اثری برای تفسیر جامعه می داند،در یک اثر هنری نه همیشه به وضوح ، ولی می توان رد پای جامعه را دید .هنرمند خود ، اثری از این جامعه می باشد و جامعه خمیر مایه وجودش را با هنر خود ساخته است. این دید به هنرمند ، اینکه او را بخشی از جامعه می داند نتیجتا به این می رسد که هنرمند و اثر هنری او، می شود تجلی گاهی از جامعه .

پس دیگر تنها هنرمند به تنهایی اثری را خلق نمی کند بلکه کل جامعه خالق آن است و حتی مخاطب هنر که بعد از خلق اثر را می بیند در  آن بی تاثیر نبوده است

هنر ، از الفاظی است که در طول زمان با معانی گوناگون همراه بوده است. در لغت نامه ی دهخدا به معنای علم ، معرفت ، دانش ، فضل و فضیلت، فرزانگی ، کمال کیاست و بالاخره به معنای فراست و زیرکی نیز آمده است. هنر، در اندیشه ی دینی ، درک یک حقیقت آرمانی است که در هنرمند ، دغدغه ی شدن را ایجاد می کند. هنرمند فاصله بین بودن و شدن را درک می کند و برای طی این فاصله به تلاشی عمیق می پردازد، تا چگونه شدن را متجلی سازد.


                              فصل اول

سابقه‌‌‌‌ تاریخی:

    ده سال پس ازمرگ نادرسردارمحلی به نام کریم خان زند خود را به یکی ازامرای وابسته محلی نزدیک گرداند و به مدارج مهم سیاسی ارتقا یافت برای تحکیم موقعیت خود کریمخان دست دیگر طوایف نظیر بختیاری ها و یکی دیگر از تیره های قزلباش،قاجار را از دولت کوتاه کرد بر خلاف نادر شاه کریم خان از مقرش در شیراز لشکر کشی و کشور گشایی را کنار نهاد وبه تقویت دولت در داخل کشور پرداخت هر چند کریم خان بسیاری از نابسامانی ها وخرابیهایی را که اغاغنه و نادر شاه به ایران وارد ساخته بودند ترمیم ساخت ولی با مرگش درسال1193 ایران مجددا دستخوش اشوب شد.

  اقا محمد خان پسر یکی از رقبای کریم خان از ایل قاجار یکی از قوی ترین این مدعیان بود.او که توسط نیروهای زندیه اخته وزندانی شده بود به تلافی قتل پدر اخرین پادشاه زندیان را در جنوب به قتل رساند و اخرین سردار افشاریه را در مشهد ازمیان بر داشت.

    او نیز در سال1211به قتل رسید وپسر برادرش فتحعلیشاه به جای وی به تخت سلطنت نشست و سلسله قاجار پا گرفت بر خلاف عموی سخت گیروبیمارش فتحعلیشاه در دوران زمام داریش رعایت اعتدال را می کرد. دشمن اصلی در این دوره از سوی ناحیه دیگری یعنی اروپا بود. سیاست توسعه طلبانه روسیه نه تنها موجب از دست رفتن گرجستان وبخشهایی از ارمنستان شد بلکه امتیازات دیگر تجاری و مرزی نیز کسب کرد که موجب تضعیف بیشتر اقتصاد ایران شد.

 جانشین فتعلی شاه نوه اش محمد شاه بودکه درسال1250به تخت سلطنت نشست وتاسال1264 زمام امور را دردست داشت هرچند او در جهت رفاه وامنیت کشور اقداماتی کرد ولی او نیز از تهدیدات توسعه طلبانه روسها و انگلیسی ها که تلاش داشتند خلیج فارس و هندوستان را زیر سلطه خود داشته باشند در امان نبود. رقابت میان روسیه وانگلستان درزمان سلطنت ناصردین شاه شدت یافت وازنظراقتصادی و فرهنگی کشور تحت نفوذ خارجیان قرار گرفت. خود شاه درسال1289 به اروپا سفر کرد ودر دو سفر بعدی شدیدا تحت تاثیر پیشرفتهای صنعتی ودیگرجاذبه های غربی و نیز اخلاق ومنش اروپاییان قرار گرفت. با وجود اینکا ناصردین شاه می دانست سپردن امتیازات به روسیه وانگلستان به سود کشور نیست با این حال از ورود افکار واجناس اروپایی استقبال می کرد مسائل ساده اقتصادی ونیز غرب ستیزی و انباشته شدن بازار های ایرانی از اجناس اروپایی و فراهم امدن فرصتهای بسیار برای خارجیان موجبات رنجش روحانیت شیعی وبازرگانان شد.

    مظفرالدین شاه جانشین مُصرف ناصرالدین شاه در طول سلطنتش تنها به تشدید این روند کمک کرد و موجبات ایجاد انقلاب مشروطه را فراهم اورد.

فصل دوم

نگارگری:

    اغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشار و زند پیگیر بود اما به دلیل کوتاه بودن این دوران و تسلط اشوب و بلوا بر اوضاع اثار چندانی بر جای نمانده است.از کتب تصویر شده این دوران می توان به (( تاریخ جهانگشای نادری)) اشاره کرد.ازاستادادان دوره افشاریه می توان به محمد علی بیگ،ابدال بیگ،داوود نقاش،محمدرضا هندی وهادی نقلش اشاره کرد.

   محققان ایرانی پیوستهگی شیوه نگارگری اوخردوره صفوی رابه سبک قاجارمحرز دانسته اند. نخست، تاثیر پذیری از شیوه های اروپایی است که از اواخر سده یازدهم هجری قمری اغاز شده بود وتوسط فرزندان و نوادگان همان هنرمندان استمرار یافت،مانند تداوم شیوه نگارگری محمد زمان توسط پسرش محمد علی. نیز، شیوه های دیگر نقاشی، نظیر شیوه رنگ روغن که از اواخر سده یازدهم اغاز شده بود و همچنین تزئینات لاکی در غالب قلم دانها و جلد های منقوش که تا قرن دوازدهم، اما نه به وسعت قرن سیزدهم ادامه داشت.

   دیوانهای مصور تاریخی و نیز تک چهره نگاری به شیوه محمد علی و معاصرانش، برای برخی از هامیان ان ادامه یافت. هرچند سایه- روشن کاری افراطی در برخی از این اثار کیفیتی خفه به انها بخشیده است، ولی به هر تقدیر شناخت وبهره برداری انان را از نور(از یک منبع مستقل ومنفرد)برای بیان فضای سه بعدی معرفی می کند.

 در طول سده دوازدهم موضوعها در طول سده دوازدهم موضوها و ترکیب بندی های اروپایی مورد توجه بسیار بود وشاید دیوانها ومرقعاتی که نادر شاه با خود از هند اورده بود-او چهارصد تا از این دیوانها را به استان قدس رضوی اهدا کرد- در این امربی تاثیر نبوده است.درمجموع بذرنقاشی دوره قاجاردرسده دوازدهم ه.ق هم فراهم بودولی ثبات سه دوره طولانی، فتحعلی شاه،محمد شاه وناصرالدین شاه لازم بود تا این بذربه برنشیند.

  نگارگری سبک قاجار شامل شیوه دیوار نگاره های دوره صفویه و نقاشی کلاسیک اروپا است، به ترتیبی که در اغاز مایه ایرانی ان بیشتر ودر میانه به طور مساوی از نقاشی ایرانی واروپایی میه می گیرد و در پایان دوره به تدریج به نفوذ سبک اروپایی در نگارگری ایرانی افزوده می شود تا جایی که به کپی برداری از اثار استادان رنساس می پردازند. از دوره اقا محمد خان قاجار اثار درخوری به جا نمانده اما در مقابل تعداد فراوانی تابلوی رنگ روغن از دوره سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه به جا مانده است. پس از به تخت نشستن فتحعلیشاه نقاشان دربار تصاویر بسیاری از او کشیدند که اکنون بیش از بیست تصویر از انها باقی است.نمونه هایی از انها در موزه های ایران است که به وسیله میرزا بابا و مهر علی به تصویرکشیده شده است.

    پیکر نگاری درباری یکی از شیوه های معروف نقاشی می باشد کا در دوره قاجار به وجود امده است این نوع نقاشی اوج تلفیق سنت های ایرانی و اروپایی را نشان میدهد،به عبارت دیگر این نوع نقاشی مکتبی است که در ان روش های طبیعت پردازی،چکیده نگاری و اذین گری به طرز درخشان با هم سازگار شده اند.

   بسیاری از نقاشی های رنگ روغن دوره فتحعلیشاه و بعد از ان در دسترسند اغلب این نگاره ها در قسمت فوقانی به صورت جناقی شکل گرفته اند تا برای تاقچه ها ودیواره هایی با همان شکل مناسب باشند.

   بسیاری از این نگاره ها با موضوهایی نظیر رقاصه ها و مجالس بزم وزرم برای قهوه خانه ها ومجموعه های شخصی ساخته می شدند و چهره های شاهزادگان و موضوهای تاریخی برای کاخهای شخصی. نگارگر پرده شاهزاده قجری و خدمه تمام ویژگیهای نقاشیهای اوایل سده سیزدهم هجری را در خود جای داده است بیان ازاد کوها و حالت های برگ درختان در دوردست و فزای تعریف نشده دشت معرف عمق در تصویر است. سایه روشن کاری روی چهره ودست ها نشان از اگاهی هنرمند به هجم پردازی است. با وجود این نگاره مرکب از سطوحی است که از رنگهای درخشان، نوارهای تزعینی الماس، مروارید، زمرد وکمربند یاقوت نشان ، ابزوبند وهاشیه های زینتی تشکیل شده است. اگرچه این پرده جذابیت خاص خود را دارا هستند، حالت روبرونمای اندامها چیزی را فراتر از صورت ظاهر انها نمایان نمیسازد.

   همانگونه که انتظار می رفتطراحی در این دوره امکانات فزون تری از لحاظ بداهه سازی و ابتکار عمل برای هنرمندان فراهم میاورد. طراحی لعابی(حمله سگ به گرگی که گوسفند گله را روبوده بود) ممکن است که به اتفاق شناخته شده ای اشاره داشته باشد اما بهانه ایست برای نشان دادن حرکت حیوانات و حالات متفاوتشان.

  نوع دیگری طبیعت سازی در دوره قاجار رایج بود که گل وبلبل نامیده می شد دنباله روهای اثار گل ومرغ شفیع عباسی و نیز اثار محمد باقر در سده دوازدهم، منبع این دسته از اثارند.این قسم ترکیب بندی ها برای مزین کردن دیوانها ونیز جلدها، اینه ها وقلمدانیهای لاکی به کار گرفته می شد.

   در دربار محمد شاه بود که یکی از شاگردان مهرعلی به نام ابولحسن غفاری پا به عرصه هنر گذاشت.او توسط محمد شاه برای هنر اموزی و اشنایی با فن چاپ سنگی در حدود هزارودویست وشصت ودو ه.ق به ایتالیا فرستاده شدو کمی پس از بر تخت نشستن ناصرالدین شاه به ایران باز گشت.

   تاثیر عکاسی بر نگارگری دوره قاجار امری بلامنازع است. در نگاره هایی که خانزاد اسماعیل از ناصرالدین شاه ترسیم کرده است، شاه با همان کتی نشان داده است که در عکسی از همان دوره دیده می شود. در این نگاره نقوش زینتی لباس به همان ظرافت نقوش قالی به تصویر در امده اند. این گونه واقع نمایی با نگاه مستقیم خالی از فروتنی شاه که تا قبل از دوره قاجار، در نگارگری امری غیره قابل تصور بود، همسو شده است اگرچه چهره شاه چیزی بیش از صورت ظاهروی را اشکار نمی سازد، اما چهره اش انسانی است نه یک چهره ارمانی.نیز، جزئیات اندام، نظیر پا روی پا قرار دادن یا چسباندن انگشتان میانی به یکدیگراز ویژگیهای فردی وی بوده است. کاناپه قرمز رنگ مخملی، دیوار زرد روشن و پنجره های مات نشان از تمایلات اروپایی شاه در اواسط سده سیزدهم دارد، نیز معرف دنیای بسته وبدون منفذی است که ازسوی نیروهای مختلف، کشورورهبرمورد تهاجم قرار میگیرد

   پس از ان به فرمان ناصرالدین شاه مسئولیت طبع روزنامه دولت علیه ایران به او سپرده شدو چندی بعد اجازه تائسیس(مدرسه دولتی نقاشی و چاپ) را گرفت.

   نقاشی دوره قاجار، به نظر غربی ها اواخر سده بیستم، عجیب وتا حدودی مضحک به نظر می اید. طبیعت بیجان چهره پردازی موضوعهای تاریخی ومضمونهای انجیلی در روی قلمدانها و قاب ایینه ها دیده می شود. سایه-روشن کاری و تلاش جهت به کار گرفتن پرسپکتیو به طور همزمان در فضایی که صرفا دو بعدی است قابل تعمل است.

   شیوه نگارگری در این دوران در اغاز مشابهت زیادی به رنگ و روغن های دوران زند دارد. بیشترین اختلاف نقاشیهای قاجار وزند در رنگهای این تصاویر است. رنگهای قالب نقاشیهای رنگ و روغن دوران زندیه سبز ورنگهای هماهنگ با ان بود کا در تصاویر رنگ و روغن قاجاری به سرخهای مختلف مبدل شد.

    چهره انسان در این تصاویر نسبتا تخت است که با کمی سایه در زیر گردن و روی گونه ها که حالت واقعی تر به ان بخشیده ودیده ذهنی نگارگران گذشته تا حدودی حفظ کرده است. تمام چهره ها شبیه به هم با چشمان درشت خمار، ابروهای کمانی، چهره سه رخ بیضی، موهای بلند چین چین و مواج با بته جقه و مروارید و دستان ظریف حنا بسته با کمر باریک وجه مشترک تصاویر این دوره است.مردان نیز نیز با همان چشمان درشت، ابروهای کانی پیوسته، موهای تنک و کوتاه و بیشتر با ریش بلند و لباس و کلاه قاجاری، شبیه به هم تصویر شده اند.

    ولی از دیدگاه هنرمندانی که این اثار را افریده اند،این طرز از بیان نشان از ابتکار عمل انان دارد که در عین حال به ذائقه حامیانشان نیز خوش می امد.بسیار عجیب می نماید معیار های زیبایی شناسی که حتی بیش از نخستین دیوانهای مصور پدیدار شده بود به طور کلی در طول یک قرن از میان می رود. بنابراین همچنان که در دوره های قبل تجربه شده بود، ایرانیان مواردی از شیوه خارجی را که به مذاقشان خوش می امد انتخاب وان را در سنت خود ادغام می کردند.

   در دستان هنرمند صاحب ذوق معاصر تلفیق شیوه های کهنه ونو منجر به شیوه نقاشی متمایزی شد که کاملا ایرانی بود.

فصل سوم

  هنرمندان قاجار:

·        علی اشرف: از استادان برجسته قلمدان نگاری بودو به موضوع گل و مرغ می پرداخت او شاگرد محمد زمان بود.اثار او:قلمدان شیخ صنعان و دختر ترسا، قلمدان گل و مرغ، قاب ایینه گل ومرغ اشاره نمود.

·        میرزا بابا: نقاش و قلمدان نگار؛ او از بنیان گذاران مکتب پیکر نگاری در باری و از کسانی بود که باعث رواج فن رنگ روغن در ایران شد. برای کریم خان زند کار می کرد و در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار به مقام نقاشباشی دربار رسید.از جمله اثارش: هرمز پسر انوشروان و ندیمان، فتحعلیشاه با ساعت جیبی و ابرنگ فتحعلیشاه نشسته اشاره نمود.

·        سید میرزا: نقاش ایرانی میانه سده سیزدهم . استاد نقاشی رنگ روغن، ابرنگ و لاکی بود.

·        لطفعلی شیرازی(صورتگر): نقاش و قلمدان نگار ایرانی؛ برجسته ترین نقاش گل به شمار می اید اکثر تصاویرشاهنامه داوری کار او می باشد.

·        ابولحسن غفاری(صنیع الملک): نقاش و چاپگر ایرانی، هنر مند عهد ناصر الدین شاه و بنیان گذار نخستین هنر کده نقاشی و پیشگام هنر گرافیک در ایران بود. کارهای اوسبب پیوند پیکر نگاری درباری به نقاشی کماالملک شدند.او زیر نظر مهر علی اموزش و با فن چاپ در ایتالیا اشنا شد.او در مزه های فلورانس و رم به رو نگاری از اثار استادانی چون رافائل و تیسین پرداخت. او به سفارش صدر اعظم وقت اقا محمد خان نوری پرده های سلام نوروزی، شامل چهره گان شاه و بیش از هشتاد تن از شخصیت های دولتی ودرباری را نقاشی را نقاشی کرد. به فرمان ناصرالدین شاه مصعولیت طبع روزنامه دولت علیه ایران به او سپرده شد.از اثار او می توان به:دلدادگان و مشاطه، میرزا اقا خان نوری، فرمان همایون و...... اشاره نمود.

·        محمد (شیرین نگار): نقاش سده سیزدهم متعلق به مکتب پیکر نکاری درباری، عمدتا موضوع زنان رقاص را نقاشی می کرد.

·        ابوتراب غفاری: نقاش و چاپگر، از پیشگامان هنر گرافیک در ایران بود برادر بزرگ کمال الملک بود ودر مدرسه دارالفنون اموزش دید در فن چاپ سنگی مهارت یافت. از اثار او: چهره محمود خان ملک الشعرا، چهره ناصرالدین شاه قاجارو چهره لسلن الملک سپهر اشاره کرد.

·        علی اکبر خان مزین الدوله: نقاش اواخر سده چهاردهم نخستین بنیان گذار تئاتر و همچنین از نخستین کسانی بود که اصول و قواعد طبیعت پردازی را در ایران معمول کرد او در مدرسه هنرهای زیبای پاریس اموزش دید از اثارش می توان به: منظره ساحل با کلبه چوبین و چهره شعاع السلطنه اشاره نمود.

·        مهدی مصورالملک:نقاش وچاپگرایرانی اواخرسده سیزدهم واوایل سده چهاردهم او به چهره نگاری و مردم نگاری با رنگ روغن و ابرنگ می پرداخت. برای روزنامه شرافت نقاشی می کرد. اواخر عهد ناصری تا اوایل سلطنت محمد علی شاه در خدمت دربار بود و لقب مصورالملک را از مظفرالدین شاه گرفت. از جمله اثار او علی اصغر خان اتابک، دکان کله پزی وسه شطرنج باز اشاره نمود.

·        اسماعیل جلایر:نقاش و خوشنویس نیمه دوم سده سیزدهم ه.ق.اودر چهره نگاری و نقاشی موضوعهای مذهبی دست داشت.ازجمله اثارش چهره گان حضرت علی، امامان حسن و حسین، زنان قاجاری بر گرد سماور و... اشاره کرد.

·        محمد غفاری(کمال الملک) : مشهور ترین نقاش معاصرایرانی.اوزیر نظر علی اکبر خان مزین الدوله اموزش واز ناصرالدین شاه لقب کمال الملک گرفت پس از قتل ناصرالدین شاه به اروپا سفر کرد و بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید در موزه ها به رونگاری از اثار هنرمندانی چون رامبراند وتیسین پرداخت او به دستور مظفرالدین شاه به ایران بازگشت و کار دربار را ادامه داد.او با شاه کنار نیامد وبه عراق سفر کرد وسرانجام بر اثر اختلافاتی که با وزیران معارف وبر سر استقلال مدرسه صنایع مستظرفه پیدا کرد به ملک شخصی خود در حسین اباد نیشابور کوچید.اثار او عبارتند از: زرگر بغدادی، تالار ایینه، فالگیر یحودی، تکیه دولت و..... اشاره کرد.

                                                     فصل چهارم

عکاسی:

 پیدایش عکاسی و رواج روشهای گوناگون این فن  آن در ایران، با اختلاف حدود سه سال از اعلام موجودیت عکاسی در سال 1839در فرانسه روی داده است.

 نخستین دستگاه های عکاسی به روش داگرئوتیپ،  به در خواست محمد شاه قاجار از کشورهای روسیه و انگلیس به دربار  ایران وارد شد. دستگاه های عکیبرداری روسیه که هدیه امپراتور بود، زودتررسیدو(نیکلای پاولوف) دیپلمات جوان ‌‌روس که به این منظور تعلیم عکاسی دیده بود، این دستگاه ها را به تهران آورد ود اواسط دسامبر 1842مطابق پایان آذر 1221ه.ش. نخستین عکسبرداری در ایران را انجام داد.

    ملک قاسم میرزا شاهزاده ایرانی وژول ریشارفرانسوی نیزازجمله پیشروانی هستند که در ایران، به شیوه داگرئوتیپ، عکسبرداری کرده اند.

  ناصرالدین میرزا( ناصرالدین شاه آینده)، در شمار اولین افراد از خانواده سلطنتی بود که تصویر او بر صفحه داگرئوتیپ ثبت شد.این موضوع، بعدها شیفتگی بیش از حداوبه عکاسی وحمایتهای گسترده او از این فن وهنررادرسالهای طولانی سلطنت،به دنبال آوردوزمینه سازرواج گسترده عکاسی در ایران و کاربرد های گوناگون آن شد.

    ناصرالدین شاه از هر پدیده اروپایی،به ویژه هنرهای تجسمی وعکاسی، لذت فراوان می برد. او در تهران مدرسه دارالفنون را تأسیس کردو مربیانی برای آموزش جوانان کشور، از جمله عکاسی، از اروپا دعوت کرد. خود او عکاس توانایی بودونه تنها از افراد خانواده سلطنتی عکس می گرفت، بلکه چهره های بسیاری نیز از خود به جا گذاشته است.

 

  در سالهای آغازین پیدایش عکاسی در ایران برخی از اروپاییانی که در مشاغل گوناگون در استخدام دولت ایران بودند نیز به تجربیاتی اندک در این زمینه دست زدند این افراد اغلب معلمان رشته های مختلف دارالفنون بوده اند که مدرسه ای فنی برای تربیت افسران،مهندسان نظامی و غیر نظامی، پزشکان و مترجمان زبانهای خارجی به شمار می آمدو به دست امیرکبیر پایه ریزی و در سال 1850م تأسیس شده بود.

  عکاسان ایرانی نیزهم زمان با سالهای اولیه پیدایش عکاسی در ایران دست به کار شدند و به تصویر جنبه های گوناگون زندگی مردم در دوران قاجار پرداختند. برای نمونه می توان به نامهای ریز اشاره نمود:

   ملک قاسم میرزا که شاید نخستین عکاس ایرانی باشد، اقا رضا عکاس باشی، اولین عکاس حرفه ای و پرکار دربار ناصرالدین شاه که بسیاری از سفرها مراسم و جنبه های گوناگون دوران حکومت طولانی ناصر الدین شاه رابه تصویردر اورده است.

    سراغازعکاسی درایران، رویدادها وحرکتها رادربردارد که گاه درنوع خود درجهان بی نظیروبرخی اوقات پیشرو حرکت های عکاسی در جهان است واز این لحاظ بسیار جای تامل وبررسی دارد.

   تمایل شخص ناصرالدین شاه به عکاسی موجب شد تا عکسهای بسیاری به دست خود وی برداشته شود.موضوع اغلب این عکسها شخص وی، زنان حرمسرا، وقایع روزمره در کاخ سلطنتی و چهره برخی رجال درباری است.

  حمایت شخص ناصرالدین شاه از عکاسی در ایران، موجب رشد و گسترش زمینه های گوناگون این فن و هنر در سالهای اغازین پیدایش ان شده است. به اختصار این زمینه ها عبارتند از:

·        زمینه پیدایش و رشدو گسترش عکاسی مستند و گزارش های تصویری از سراسر ایران

·        ترویج اصولی عکاسی و توجه به اموزش این فن به صورت رسمی در دارالفنون

·        ایجاد عکاسخانه سلطنتی و فراهم امدن تعداد بسیاری عکس از جنبه های گوناگون زندگی و معیشت در عصر قاجار

·        پایه گذاری نوشتن شرح بر عکسها

·        توجه به رشد وگسترش دانش نظری وفنی عکاسی و تالیف وچاپ کتابهای مربوط به ان

·        توسعه عکاسی در میان درباریان وخانواده های اشراف

·        ابداع لقب عکاسباشی به عنوان عالیترین رتبه فنی در این حرفه

·        اعزام برخی محصلان مستعد دارالفنون به اروپا، برای کسب مهارت های فنی و هنری در این زمینه

   بی شک، با بررسی همه جانبه عکسهای باقی مانده از این زمان، می توان برتری ناب بودن زمینه های تصویری این هنر در دوران قاجار را دریافت. زیرا عکاسان ایرانی در سالهای نخستین، بدون تقلید است زمینه هایی همچون نقاشی غربی و معیارهای زیبا شناختی حاکم بر ان و تنها بارویارویی مستقیم با موضوعات، اقدام به عکسبرداری از انها می کردند. نگاه خالص وبدون صحنه آرایی های معمول در عکسهلی این سالها را می توان به روشنی دریافت. کیفیت این امر در سالهای بعد، با گسترش ارتباط با غرب وتقلید از شیوه کار عکاسان اروپایی، رو به افول گذارده است.

 

فصل پنجم

نمایش:

  رواج رونق تکیه به عهد قاجار باز می گردد.در اغاز سلطنت ناصرالدین شاه بین دویست تا سیصد محل جداگانه برای برگزاری تعذیه اعم از تکیهو حسینیه و میدان وجود داشته و هر کدام را جا می داده است.

  شبیه خانی در تکیه دولت تا اواخر دوره قاجاریهکم و بیش برگزار می شدولی در اواخر دوره قاجاریه دیگر رونق و جلوه سابق را نداشت. معروفترین و وسیع ترین تکیه دولتی که تکیه دولت نام داشت ناصرالدین شاه پس از سفر به اروپا و دیدن تئاترهای انگلیسی برای اجرای نمایشهای تئاتری در ایران در جنب کاخ گلستان و به تقلید ازانها ساخت اما بهعلت مخالفت هایی که شد ان را تکیه کردند .

  در این تکیه با شکوه ترین و جالب ترین مراسم عزاداری و خاصه شبیه گردانی را انجام می دادند تکیه دولت نه تنها  یک محوطه وسیع و ساختمان عظیم چهار طبقه برای برقرار کردن ایین خاص سوگواری بود بلکه هم از جهت سبک بنا و عظمت ساختمان وفن معماری ان عصروهم ازلحاظ تربیت شبیه خوانها که می توان گفت: یک شبه تئاترونمایش منتهی وبه قالب و شکل مذهبی آن بود، همچنین یک محل قابل توجه برای پرورش ذوق و هنر به حساب میآمد

  نمایشنامه هایی از دوران قاجار با نامهای پهلوان کچلیا پهلوان پنبه،عروسی هالو، بقال بازی در دست است و از بازیگرانی چون حاخ احمد چرخی، حسن کلاه دوز، اسماعیل بزاز، و کریم شیره ای می توان نام برد. اولین آثاری که به تقلید از آثار اروپاییان نوشته شد،آثار آخوند زاده و ملکم خان ناظم الدوله بود.در اواخر دوران قاجار گروهی از جوانان،اولین شرکت نمایشی به نام فرهنگ را تأسیس کردند که به وسیله آن نمایش های سیاسی اقتصادی رابه نمایش گذاشتند.

 

فصل ششم

معماری:

   نفوذ بیگانگان که از عصر صفویه اغاز شده بود در دوره حکومت قاجار فزونی یافت. حوادث و اتفاقاتی که در دوران سلسله قاجاریه رخ داد منجر به ضعف کشور و از رفتن قسمت های مختلف ان، اعمال نفوذ بیگانگان و متزلزل شدن اساس و استقلال ایران شد.

   در این دوره شیوه اصفهانی روبه انحطاط گذاشت زیرا هنگامی که روابط ایران با غرب بیش تر شد، متاسفانه ایرانیان خود باختگی پیدا کردند همه چیز را ازغرب و خود رافاقد همه چیزدانستند وبه این ترتیب بعد ازشیوه اصفهانی دیگر شیوه ای جایگزین ان نشد.

   اگر چه شروع انحطاط شیوه ی اصفهانی در معماری را از دوران محمد شاه قاجار دانسته انداما این سستی و افول، بیش تر از دوره ی افشار و زند اغاز شده بود در این مرحله کیفیت رنگ ها و غنا و شفافیت کاشی ها رنگ می بازد و مصالح به کار رفته در بنا و شیوه ی ساخت و ارئه تزیینات افت چشم گیری را نشان می دهد.

   با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که عرصه عمل ان را در کاخها و منازل مسکونی می توان مشاهده نمود. ایینه کاری و گچ کاری به سرعت رایج شد سالن های بزرگ با اشکال هندسی متنوع با ایینه ها تزیین یافتند و سقف های چوبی خانه ها نقاشی شدند.

   با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که عرصه ی ان را در کاخ ها و منازل مسکونی میتوان مشاهده نمود.اینهکاریو گچ کاری به سرعت رایج شد سالن های بزرگ با اشکال هندسی متنوع با اینه ها تزیین یافتند(تالار اینه                                          کاخ گلستان) وسقف های چوبی خانه ها نقاشی شدند .                                                  

   با این وجود علی رغم ضعف معماری و تاثیر روز افزون هنر غرب در این دوران هنوز در گوشه وکنار کشور نشانه هایی از ادامه ی شیوه ی پیشین به چشم می خورد م وحاصل ان ساخت بناهای درخشانی است نظیر:

 - مسجد اقا بزرگ در کاشان     

- خانه طباطبائی ها در کاشان 

- خانه بروجردیها در کاشان

- خانه لاری ها در یزد

- عمارت مسعودیه در تهران

- خانه امیر تیمور در تهران

- خانه وثوق الدوله در تهران                             

  ناصردین شاه علاوه بر کاخ گلستان که بر ابادانی ان افزوده تعدادی کاخ برای گذراندن ایام فراغت و خوشگذرانی خود در تهران و شهرستان ها احداث کرد که از نمونه های ان می توان به بناهای زیر اشاره کرد:

-         کاخ عشرت اباد

-         قصر فیروزه

-         کاخ صاحبقرانیه

-         کاخ شهرستانک

   

 

 

 

 

 

 

 

 

در اینجا به دو بنای معروف ای دوره اشاره میکنیم:

    عمارت گلستان:این عمارت بزرگ که در باغ گلستان ساخته شد شامل تالار موزه، تالار آیینه ،تالار عاج ،سفره خانه و تالار برلیان است.تالار موزه به تقلید از موزه های بزرگ اروپا ساخته شد. به این ترتیب اولین موزه دولتی ایران شل گرفت. از دیگر بناهایی که در باغ گلستان وود دارد شمس العماره در ضلع شرقی وکاخ ابیض در ضلع غربی این باغ است

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 مسجد و مدرسه ی سپهسالار:این مسجد که اکنون مدرسه عالی شهید مطهری نامیده می شود به همت میرزا حسن خان سپهسالا جنب کاخ سپهسالار ساخته شد.این بنایی است چهارا یوانی با ایوان های رفیع و گنبدی زیبا در قسمت جنوبی، و چند ین مناره که سطح انها تا قسمت بالایی گلدسته ها با کاشی هایی پوشانده شده است که نقوشی بسیار متنوع و چشم نواز دارد. این نقوش شامل نقشهای هندسی، نقش گلدانی، گل و بته، شاخ وبرگ و نقوش طبیعت گرایانه و مناظر و مرایا به شیوه غربی است.

    این بنا ساختمانی دو طبقه دارد که با کاشی های معرق وحجاری های سنگی مزین شده است. این مجموعه با وجود حجره ها، کتابخانه، مکتب خانه، مناره ها، اب انبارو قسمت های دیگر جزو یکی از زیباترین بناهای قاجاریه در تهران است. ازدیگر بناهای معروف و مهم این دوره در تهران می توان به قصر قاجار، نگارستان، مسجد سلطانی، مدرسه ی دارالفنون، قصردوشان تپه، بازار بزرگ و تکیه دولت اشاره کرد.

   تکیه دولت: این بنا به دستور ناصرالدین شاه توسط دوستعلی خان معیرالممالک ساخته شد. ساختن این بنا متاثر از تئاترهایی بود که ناصرالدین شاه در سفر فرنگ ان ها را دیده بود و چون به دلیل تعصبات مذهبی نمی توانست تئاتر بسازد دستور داد بنایی به نام تکیه بسازند.

  در این تکیه کلیه نمایش های رزمی، تعزیه خوانی، شبیه خوانی، داستانهای عامیانه وفولکور ایران به صورت نمایش نامه به روی صحنه می رفت. این بنا در زمان محمدرضا شاه پهلوی تخریب گردید و به جای ان بانک ملی شعبه ی بازار کنونی واقع در خیابان امام خمینی مقابل سبزه میدان ساخته شد و ما اکنون فقط تعداد کمی از عکس ها و تصاویر این بنای سنتی را در اختیار داریم؛ اما مرحوم کمال الملک تصویری از تکیه دولت را نقاشی کرده که تمام جزییات این بنا و جمعیت داخل ان را نشان می دهد.

 

 

 

منابع مورد استفاده:1- خلاقیت نمایشی.افسانه نسل شریف.انتشارات راه اندیشه چاپ ششم.1385

                        2- تاریخچه معماری ایران و کشورهای اسلامی.امیر اقبال حیدرپور.نشر سنبله چاپ اول.بهار1382

                        3- هنر اسلامی.باربارا بهراند.ترجمه دکتر مهناز شایسته فر.انتشارات علمی فرهنگی چاپ چهارم.1383

                        4- تاریخ نکارکری.سید عبدالمجید شریف زاده

                        5- نقاشی ایرانی.شیلار کن بای.ترجمه مهندس حسینی

                        6- تاریخچه نقاشی ایران و جهان.دکتر ابوالقاسم دادو،سیدعبدالمجیدشریف زاده،امیراقبال حیدرپور   انتشارات یساولی چاپ اول-پاییز۱۳۸۴