سایت پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی

ورود شما دوست فرهیخته و گرامی را صمیمانه به این وبلاگ خوشامد می گویم

مقدمه ای بر هنر موج بافی
نویسنده : سید محسن حاج سید جوادی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۱
 

اسناد و مدارکی که از کاوشهای باستان شناسی در نقاط مختلف زمین بدست آمده است دلالت بر این دارد که انسان از آغاز زندگی بر روی زمین برای محافظت بدن خود در برابر تغییرات جوی به فکر استفاده از تن پوش افتاده و طبعاً از پوست حیواناتی که شکار می‌کرد برای خود تن پوش درست کرده است و سپس بعد از اهلی کردن حیوانات در 6 تا 8 هزار سال قبل از میلاد و استفاده از پوست آنها به عنوان مفرش و زیر انداز و ابداع شیوه‌های بافندگی و ریسیدن پشم که در میان قبایل بدوی گسترش یافت و بافت پارچه و زیراندازهای ساده شبیه به گلیم‌های امروزی به صورت یکی دیگر از فعالیتهای تولیدی بشر در آمد، که تاریخچه آن به 6000 سال قبل از میلاد در جزیره آناتولی می‌رسد و در ایران تاریخ بافندگی را 3000 سال پیش از میلاد مسیح تخمین زده اند.


زمانی که راههای مالرو تنها وسیله برای حمل و نقل مال‌ها ( چهارپایان سواری و باربر ) بودند، فاصله آبادی تا آبادی دیگر بسیار طولانی به نظر می‌رسید و امکان اطراق و همچنین مسافرخانه‌هایی برای مسافرین و بازرگانان دایر نبود مهمان شدن منازل دوستان یا افوام که"خانه خواه " ها نام داشتند اجتناب ناپذیر می‌نمود، وجود رختخواب‌های اضافی که چیدن روی هم چندان جالب نبود پس بهتر که هر دست رختخواه اعم از تشک و لحاف در درون یک محفظه جای گیرد و به دیوار تکیه داده شود تا بدین وسیله هم به زیبایی منزل افزوده شود و هم حکایت از سلیقه و هنرمندی کدبانوی خانه باشد و تبلیغی برای دختران دم بخت صاحبخانه‌است که زیر دست چنان بانوئی پرورش می‌یابند در عین حال این بسته‌ها تکیه گاهی بود مناسب برای مهمانان به هنگام نشستن و گفتگو، چنین بود که لزوم رختخواب‌پیچ‌ها به تعداد زیاد در خانه‌ها احساس می‌شد.
در جامعه و خانواده خودکفای عشایری و روستائی منطقه باختران تهیه این رختخواب پیچ‌ها یکی از مشغله‌های ایام فراغت افراد خانواده بوده است که به صورت یک صنعت و هنر خانگی ظاهر شده است.
مواد اولیه آن که پشم است همیشه در جامعه دامدار، کشاورز عشایری و کشاورز، دامدار روستائی این منطقه وجود داشته و دستگاه بافت آن نیز، در ابتدا که بافت کاملاً‌ ساده بوده در هر دو جامعه وجود داشته است ولی بعدها که نیاز به بافت ظریف پیدا شده دستگاههای آن مفصل تر گشته و فقط مناسب یک جانشین و خانه‌های روستایی شده است. به تدریج که بازده محصولات کشاورزی در روستاها افزایش یافت و امکان داد که تخصصها آزاد شوند و از دور تولید روستائی خارج گردند. این شغل مختص عده خاصی شد و به مرور زمان حالت کارگاهی بخود گرفت، درحال حاضر این صنعت در روستاهای این منطقه به دو صورت خانگی و کارگاهی و در شهرها به صورت کارگاهی وجود دارد مردم منطقه باختران برای رختخواب پیچ‌ که خودشان آن را موج می‌نامند مزایای زیادی قائلند که اهم آن ها عبارتند از:
1- پشم و سایر مواد اولیه در محل موجود است و غالباً توسط خود مصرف کنندگان تهیه می‌شود.
2- مزد بافت، ارزان است و زمان بافت کوتاه است.
3- دستگاه بافت فضای چندانی را اشغال نمی‌کند و بافته نرم، انعطاف‌پذیر و سبک است و در قطعاتی باریک بافته شده که در نهایت این قطعات از پهلو به یکدیگر دوخته می‌شوند.
4- تمام مراحل کار روی پشم تا ابتدای مرحله بافت به دست زنان عشایر و روستایی در اوقات فراغت انجام می‌شود.

ابزار و مواد اولیه:
1- چره:
cere ابزاری است که تیغه‌های آن از آهن ساخته شده و فقط محور اهرم آن از یک قطعه چوب کوچک است. برای چیدن پشم و کار کردن با این ابزار از هر دو دست استفاده می‌گردد.
2- ترکه‌های بلند چوب، که با آن ضربه‌های شدید به پشم می‌زنند تا الیاف پشم را از یکدیگر جدا شود.
3- تشی:
Tasi دوک ساخته شده از چوب که با آن پشم را می‌ریسند و تبدیل به ریسمان‌های نازک می‌کنند.
4- دیگ‌ها و تیان‌های رنگرزی.
5- میله نئی: حدود 7 سانتیمتر که نخ پشم دور آن تابیده می‌شود و به جای ماسوره در ماکو جای می‌گیرد.
6- چرخ: که میله در دوک آن جای می‌گیرد و نخ پشم دور آن تابیده می‌شود.
7- چووارچو وسیله‌ای است که نخ‌های تا به اندازه طول رختخواب پیچ به آن بسته می‌شود.
8- دستگاه بافندگی: که شامل اجزای مختلفی چون: ورده، دفه، توتله، قرقره، ماکو، لنگر و ... می‌باشد.
مواد اولیه: پشم ماده اصلی این صنعت دستی است، از تولیدات دامی منطقه می‌باشد.
رنگ: رنگ در گذشته از مواد گیاهی و معدنی در محل تهیه می‌شده است، انواع مواد رنگ‌زا عبارتند از:
1- جفت، 2- قرمزدانه، 3- پوست گردو، 4- برگ مو، 5- پوست انار،‌6- نیل، 7- روناس، 8- اسپرک و ...
تهیه رنگ از این مواد مهارت و استادی زیاد می‌خواهد و مصرف آن هم زمان زیادی می‌برد و به همین دلیل این نوع رنگرزی سنتی بتدریج با استادان قدیمی آن تقریباً از میان رفته است و در حال حاضر تعداد معدودی از رنگرزان پیر هستند که این رنگها را می‌شناسند درعوض سهولت تهیه و مصرف رنگهای شیمیایی یا به قول خودشان رنگ کارخانه‌ای سبب شده است که این رنگ‌ها را می‌شناسند در عوض سهولت تهیه و مصرف رنگهای شیمیایی یا به قول خودشان رنگ کارخانه‌ای سبب شده است که این رنگ‌ها جایگزین رنگ‌های سنتی شوند.
1- شست و شوی پشم: پشم روی تن حیوان در آب روان رودخانه شسته می‌شود و برای شستشوی پشم از مواد پاک کننده و یا از وسیله خاصی استفاده نمی‌شود فقط توسط دست و آب این عمل انجام می‌گیرد.
2- پشم چینی: این کار به وسیله قیچی انجام شده و به کمک هر دو دست پشم‌های حیوان را می‌چینند، به این صورت که دست راست برای باز کردن دهانه قیچی و دست چپ برای بستن دهانه آن به کار می‌رود.
3- حلاجی پشم: دو مرحله دارد و هر دو مرحله توسط زنان در محل تربیت دام صورت می‌گیرد که ناخالصی‌های سنگین آن نیز اعم از سنگریزه، گیاهان خشک شده و سایر کثافات از آن جدا می‌شود.
4- ریسندگی: توسط زنان انجام می‌گیرد و کاری است که نیاز به مهارت و تجربه زیاد دارد و این مهارت با مداومت در کار بدست می‌آید. ریسنده با کمک انگشتان دست گلوله پشم را بتدریج با حرکت دورانی دوک الیاف پشم به هم می‌تاباند و تبدیل به نخ پشم می‌شوند.
5- تابیدن: رشته‌های ریسیده شده نازک‌اند و اگر به همان صورت به کار گرفته شوند مقاومتشان کم می‌شود، بنابراین تعدادی از این نخ‌ها را به هم می‌تابانند تا اندکی ضخیم‌تر شده و هم استحکام آن بیشتر شود.
6- کلاف پشم ریسیده و تابیده شده به صورت کلاف به دست رنگرز برسد.
7- رنگ کردن: در گذشته رنگهای سنتی بوده و در حال حاضر رنگها را حاضر می‌خرند و در دیگ‌ها می‌جوشانند و پشم را در آن‌ها رنگ می‌کنند. سپس پشم‌های رنگ شده را در آب سرد می‌شویند و خشک می‌کنند.
8- گلوله کردن: نخ پشم‌های رنگ شده، بایستی به صورت گلوله در اختیار بافنده قرار گیرد تا او براحتی بتواند بخشی از آنرا بدون درهم پیچیدن و گره خوردن به صورت تار روی دستگاه سوار کند و بخش دیگری را روی ماسوره‌ها پیچیده و درون ماکو جای دهد.
9- بافتن: بافتن موج مرحله نهایی آن است که از مراحل متعدد تشکیل شده است این مرحله از حالت خانگی خارج شده و جنبه کارگاهی پیدا می‌کند. بافندگان برای انجام کار یک تخته موج نقش دارند. کار بافندگی معمولاً‌در تمام طول سال جریان دارد و شدت آن از اواخر بهار تا اوایل زمستان است. میزان تولید بستگی به عوامل زیر دارد: 1- تعداد نقش 2- ساعت کار 3- تعداد رنگ 4- ضخامت نخ پشم.
هر چقدر تعداد نقش در یک موج بیشتر باشد به همان میزان تعداد ماکوهایی که در بافت موج به کار می‌روند بیشتر خواهد شد و به همین دلیل مستلزم کار و زمان بیشتر است.
بطور کلی مرغوبیت موج و کیفیت بافت و نقش آن در بین بافندگان از روی تعداد ماکویی که به کار گرفته شده و همزمان در بافت موج به کار می‌روند، سنجیده می‌شود.
در کارگاه موج بافی بطور کلی دو نوع تولید وجود دارد:
1- جا نماز یا سجاده: که دو کاربرد عمده دارد یکی استفاده به عنوان زیرانداز برای ادای نماز هم برای نذر جهت برآورده شدن نیاز می‌باشد که بیشتر در حوزه شهرستان پاوه معمول است. قطع جانماز کوچک است. 150×100 سانتی‌متر و معمولاً از دو تخته تشکیل شده است. مقدار نخ پشم لازم حدود یک کیلوگرم است که 750 گرم آن سفید و 150 گرم مشکی است. به جانماز معمولاً برمال می‌گویند.
2- موج یا رختخواب پیچ: که در تمام منطقه کرمانشاه اعم از روستاهای نودشه و جوانرود که مرکز مهم تولید روستایی هستند، موج معمولاً به صورت سفارش بافته می‌شود و نخ پشم آن را سفارش دهنده تهیه می‌کند، موج‌ها همیشه از چهار تخته تشکیل شده که طول آنها همیشه دو متر است و عرض آنها نسبت به کلفتی و نازکی نخ‌های تابیده شده از 45 تا 75 سانتی‌متر است. در جوانرود واحد محلی پیه
Piye. برای سنجش اندازه به کار می‌برند که هرچه عرض یک تخته بزرگ‌تر می‌شود اندازه آن واحد کوچکتر می‌گردد.
به طور معمول برای یافتن یک موج کامل مرکز ار چهار تخته، دو کیلو نخ پشم مصرف می‌شود که اگر نخ پشم آن کلفت‌تر باشد موج ضخیم‌تر می‌شود و حدود سه کیلو پشم مصرف می‌شود.

موارد مصرف:
بطور کلی چون همیشه محصولات کارگاهی (موج) برای سفارش دهندگان آن جنبه خودمصرفی دارد اما نوع مصرف آن بر 3 گونه است.
1) جنبه اعتقادی: (سجاده‌ها و جانمازها) که هم برای برگزار کردن نماز و هم نذر برای مساجد.
2) جنبه مصرفی: (رختخواب پیچ، زیرانداز، رو انداز و ...).
3) جنبه تزئینی: این جنبه از قدیم در کنار مصارف دیگر آن وجود داشته ولی بافته‌ها فقط به منظور تزئین بافته نمی‌شده، بلکه زیبایی آن در کنار جنبه مصرفی‌اش روحی دیگر به زندگی می‌داده ولیکن در سالهای اخیر جنبه صرفاً تزئینی در موج به وجود آمده و درنتیجه اندازه و شکل و مواد اولیه و نقش آن‌ها پیدا شده است.
نقش‌های رایج:
کشکولی، حوضی، کل
Kal، چونک، محراو mehrava، چخماق، پنجه، نقش‌های ریز، گل، چارخانه، ساده، سه حوضی، کلی کبکی، گله گله (گلهای کوچک جدا از هم، مزلیخ Mazlix) (نقش میانی جانماز)، کی یل (نقش کانره‌های جانماز، شانه، دعا، گنجشک.
هر رنگ که در نقش به کار می‌برند یک ماکو می‌گویند و هر جا هم که رنگ‌ها همدیگر را قطع می‌کنند آن را نیز یک ماکو می‌نامند، بنابراین هر چه تعداد ماکوهایی که در بافت به کار برده می‌شود بیشتر باشد نقش پرتر و پیچیده‌تر و ارزش و کیفیت آن بالاتر است.
چنانچه از گفته موج بافان برمی‌آید و نمونه‌های موجود در مساجد از جمله مسجد جوانرود دیده می‌شود، نقش حیوانات مانند بز کوهی و کبک و نیز رنگ شتری در جانماز به کار می‌رفته که دیگر معمول نیست مگر بنا به درخواست یا مناسبتی که این نقش را بیندازند که از عهده استادکاران ماهر و قدیمی برمی‌آید.

برگرفته از سایت فرهنگستان هنر