سایت پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی

ورود شما دوست فرهیخته و گرامی را صمیمانه به این وبلاگ خوشامد می گویم

نور در ویترین موزه ها
نویسنده : سید محسن حاج سید جوادی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
 

چکیده:

در این مقاله به تغییرات رنگی ایجاد شده در اشیا موزه ای ، که به وسیله استفاده نا به جا از نور ایجاد می شود می پردازیم .

نور از سه قسمت اصلی :1. نور مرئی   2. پرتوی UV    3. مادون قرمز IR

پرتو UV باعث اسیب های شیمیایی و سطحی و مادون قرمز اغلب باعث افزایش حرارت می شود.

بیشترین اسیب نور برای مواد زیستی می باشد و مواد معدنی اسیب کمتری می بینند.

روشهای اندازه گیری رنگ عبارتند از: سیستم سنجش رنگ CIE ، جدول رنگ پذیری CHROMATICITY و اطلس رنگ Munsell .

پرتوهای UV به وسیله UVمتر اندازه گیری و با استفاده از دستگاه Crawford کنترل می شود.

پشم ابی استاندارد میزان ثابت ماندن وضعیت فلز در معرض نور را تعیین می کند .

کلمات کلیدی : نور، رنگ،  Hue، Chroma، Value، درخشندگی، بازتاب،پرتوهای مرئی، UV، IR، لامپ تنگستن و فلورسنت، Crawford، پشم ابی استاندارد، اطلس رنگ Munsell، Chromaticity، CIE، طیف.


مقدمه:

سه عامل موثر در ویترین موزه ها عبارتند از: نور و دما  Light & Temperature، رطوبت                         Humidity  و الودگی های محیط  Air Pollution

در این میان نور به علت تاثیر فراوانی که بر روی دید انسان می گذارد از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

تعریف دقیقی از نور وجود ندارد و برای شناخت ان می بایست پنج نظریه را در مورد ان بشناسیم .                                    

1.      ماهیت ذره ای :پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی منتشر می شوند و مستقیم حرکت می کنند. مانند به وجود امدن سایه.

2.      ماهیت موجی: حرکت نور به صورت موج است و در تمام جهات پخش می شود

3.      ماهیت الکترومغناطیس                       

4.      ماهیت کوانتومی نور : جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به کمک مقادیر گسسته ای به نام فو تون انجام می گیرد.

5.      گستره طول موج نور :گستره نور مرئی بین 400nm (ابی) تا 700nm(قرمز) می باشد که بیشترین حساسیت چشم مربوط به  555nm (زرد) است.

رنگ سنجی یا طیف نور سنجی بازتاباننده: بررسی ویژگی های طول موج نور بازتابیده شده از روی رنگ و اثر انها بر روی چشم است . نور علاوه بر تاثیر روی رنگ ، بر روی جلا، بافت ظاهری و برجسته کاری شی را نیز دارد.

هر رنگ به وسیله سه بعد سنجیده می شود:

 بعد اول Value: خاکستری خنثی

بعد دوم Hue: رنگهای سیر شده

بعد سومChroma: میزان خاکستری مخلوط شده با هر رنگ

 

 

 


                                           

Surface deterioration            

نابودی سطحی

نیازی نیست گفته شود که نور می تواند رنگها را تغییر دهد و باعث پوسیده شدن مواد شود، با وجود ان با سرعت مدرن شدن رنگها و تمایل فراوان و بیشتر به روشهای پرتو افکنی نسبت به تعمیر کردن (مرمت) این دانش عمومی، که اهمیت کاربردی کمتری نسبت به ان دیگری دارد، مگر در موزه ها. هر چه توانایی و زمان نور بیشتر باشد به خصوص برای اشیایی که کدر هستند می تواند اسیب رسان باشد و عمدتا در زوال و بدتر شدن ظاهرشان موثر است. اما ظاهر، گوهر بیشتر نمایش ها به ویژه در نقاشی ها و طراحی ها می باشد.    می توان گفت که همه مواد زیستی در برابر نور در خطر هستند . اصطلاح مواد زیستی، شامل همه چیزهایی است که از گیاهان یا حیوانات تولید شده اند برای مثال کاغذ، کتان ، پنبه، چوب، پوست، مو، ابریشم، پشم روغنها، سریشم، سریش و ... و در ترکیب چندماده با هم، به خاطر شباهت در استخوان بندی شیمیایی تقریبا همه رنگ های مصنوعی و پلاستیکها . باید یاداوری شود که نور می تواند هم باعث تغییر رنگ و هم تغییر مقاومت شود در سست کردن منسوجات و نابودی مبانی رنگها.

 بعضی اطلاعات در زمینه تاثیر مواد به وسیله نور را می توان در جدول1 (پیوست ها ) در انتهای این مطلب یافت. سنگ فلز شیشه و سرامیک با بعضی استثناها تحت تاثیر نور قرار نمی گیرند. و نیازی به نگرانی در مورد چوب استخوان عاج (اگر ظاهر رنگی انها برایمان مهم نیست) نیز وجود ندارد. نور علاقه مند به انواع و اقسام مواد موزه ای ،کوچک یا بزرگ، برای تخریب می باشد.                                                        برای کاهش زوال ظاهری اشیا به کمترین مقدار ما می بایست نور را کنترل کنیم. لیکن ما پیش از انکه با روشها و مفاهیم سرو کار داشته باشیم به ازمودن نور طبیعی می پردازیم.


 

Light and heat energy

نور و انرژی گرمایی

انرژی طبیعی نهایی مستفاد نیست اما چگونگی زمان و محدود کردن سیستم فیزیکی وتغییرات انرژی که انها تحمل می کنند می تواند تعیین کننده باشد. گرما، نور و جنبش اشکال انرژی هستند. انرژی انقدر تعریف شده که معانی ان(مانند مجموعه میزان انرژی در یک سیستم بسته همیشه بدون تغییر باقی می ماند). برای همه آشنا است.

این هست اسان اراستن به وسیله یک قرارداد که تمایلهای هر انرژی که مناسب بود برای ناپدید شدن در هنگام یک تغییر داخل پتانسیل انرژی برخی از گونه ها و براستی پتانسیل انرژی محصور شده در هر مولکول TNT تصویر راحتی از واقعیت است. یک واکنش شیمیایی برای زوال شی ممکن است انرژی را جذب کند یا ممکن است برخی از پتانسیل های انرژی نگاه داشته شده در مولکول را خارج و فعال کند. اما در هر دو صورت مقدار قطعی و معینی از انرژی می بایست برای شروع واکنش تغییر یابد. این عمل به نام واکنش فعال سازی انرژی مشهور است. در موزه ها فعال سازی انرژی در یک شی ممکن است به وسیله گرمایش یا شدت روشنایی ان یا به وسیله تغییرات شیمیایی که خودمان وارد می کنیم و باعث تباهی تدریجی یک شی می شود، به وجودآید. و به این دلیل است که تعداد میلیونها مولکول درگیر هستند. انرژی برای یک تغییر باید به صورت ناگهانی ،نه آهسته، به یک مولکول تحویل شود. انرژی همیشه در حرکت است ، نیروی گماشته شده انرژی در یک واکنش شیمیایی، همانند به کار بستن نیروی ما برای شکستن یک عصا هست. ما عضلاتمان را هر چه بیشتر منقبض می کنیم تا عصا بشکند. اما به این صورت در سطح انفرادی مولکولها نیست. تئوری کوانتوم بیان می کند که انرژی تحویل شده است در مجزا کردن کوانتومها یا متمرکز کردن ها مقدار قطعی  در هر کدام و همچنین نمایش می دهد که قانون کوانتوم های گرما و نور در روشهای مختلف پیروی شباهت انرژی کمک دهنده به ساخت این خالص کردن .

بیشتر مردم قسمتی از هر روز کاری زندگی اشان را درتبدیل، گرفتن یا افریدن فشار در داخل اتوبوسها یا قطارها صرف می کنند. این هل دادن ها به هر حال هزاران دفعه تکرار می شود، اسیب به بدن نمی رساند و می توان ان را با اثر معمولی دمای اتاق گرم کوانتومها بر مولکول خارجی مقایسه کرد . کوانتوم گرمایی دائما اختلاف بین مولکولها با یکدیگر است اما باعث آسیبهای شیمیایی نمی شود. خیلی به ندرت در کمبود وقت ممکن است در پیاده روها له شویم  اما احتمال ان بعید نیست و در مورد ان نگران هستیم. هر چند یک شلوغی می تواند مناسب باشد در یک اتفاق بد، اگر دما بالا باشد، درانجا می توان تلفات همه جانبه دید ، برخی از واکنشهای شیمیایی  زمانی که ما به یک شی حرارت می دهیم رخ می دهند.

کوانتومهای انرژی نور فوتون نامیده می شود و خیلی از انها بسیار قوی تر از کوانتومهای گرمایی در دمای اتاق عمل می کند. اگر برگردیم به مثال جمعیت ، تصور شود کنترل یک گروه آشوبگر با زدن گلوله های مختلف ، که بعضی از انها مرگ آور، در جمعیت. این مثال قابل قیاس با فوتونها است.برخی مشابه با فوتونهای نور قرمز، باعث اسیبهای فیزیکی کوچک بسیار می شوند و برخی دیگر همانند فوتونهای نور آبی و بنفش تمایل به وخیم شدن دارد هر چند طول موج کوتاه نور بنفش توسط چشم دیده نمی شود فوتون های امواج ماورا بنفش ازهمه بیشتر آسیب می رسانند.

به طور خلاصه زوال نیازمند انرژی نور یا گرما است و نور در موزه ها نسبت به گرما تقریبا نیرومندتر است.


 

Spectrum                                                                         

طیف بینایی

ما اکنون در میان طیف رنگهایی که نور میان یک منشور صادر می کند جستجو می کنیم. نور شامل پرتوهایی هست که ما می توانیم ببینیم همچنین دارای پرتوها یا رنگهای نامرئی برای چشم انسان _ماورا بنفش و مادون قرمز_ است. بهتر است از این به بعد از اصطلاح پرتو در عوض نور استفاده کنیم. منابع پرتو نور سفید از قبیل نور روز، لامپهای تنگستن و فلورسنت، می تواند به وسیله یک منشور همه رنگهای رنگین کمان نمایش داده شده در (شکل شماره1) را انشعاب دهد. در رنگ بنفش با طول موج کوتاهتر و در قرمز طولانی تر، کوتاه در پایان وضع ماورا بنفش(UV) و ماورا قرمز در طول موج بلند پایان وضع مادون قرمز(IR) . همه اینها برای حوزه های مختلف به وسیله منابع نور سفید تشعشع داده شده.

ما اکنون اختصاص می دهیم طول موج هایی را که می توانیم در شماره هایی در عوض رنگ توزیع کنیم. تنها توضیح داده شده این است که انرژی وارد شده در پاکتهای مجزا ، که برای همه فرمهای پرتوها و نیز برای نور، فوتون نامیده می شد( از این به بعد موج نامیده می شود) ما داریم مخالف یک معما مرکزی از فیزیک مدرن را مطرح می کنیم. نور شبیه ذره حرکت می کند، اما شبیه موج زیبایی بیرون کار را به تصویر می کشد. به نظر می رسد فوتون ها وجود خارجی حقیقی ندارند. ما باید گنجایش برای نامیدن در اصطلاح هر یک از دوتا موج ها یا فوتونها ، هر کدام که مناسب ترند در طول موج بلند پایان طیف مرئی قرار گیرند . بلندترین طول موج قرمز که ما می توانیم ببینیم در حدود 760nm بالاتر از این پرتو را (IR) می نامند(شکل شماره1 ) اگر این پرتو به وسیله یک فلز جذب شود موجب افزایش درجه حرارت می شود، بنابراین تصحیح می کنیم که:  نامیدن نور به عنوان یک شکل گرمایی خیلی اوقات به پرتوی مادون قرمز محدود می شود زیرا گرما در نتیجه وجود پرتوی مادون قرمز در نور است. از طرف دیگر برای موج (IR ) طول موج معین و محدودی وجود ندارد و در موزه ها همچون آبشاری به سوی بزرگ شدن تدریجی طول موج پیش می رود.          

 طول موج UV برخلاف IR در یک طول موج معین بین 300_400nm محدود می شود . در واقع در انجا هیچ خط تقسیم بندی UV را از رنگ بنفش یا IR را از قرمز جدا نکرده . طول موج 400nm به علت ناتوانی چشمان ما برای دیدن هر موج کوتاهتر از ان و 300nm پایان مجموعه برای نور روز است. موج های زیر 300nm نمی توانند به داخل اتمسفر رسوخ کنند پرتوهای UV که از میان شیشه پنجره های موزه ها یا شیشه پوشش اطراف یک لامپ تنگستن یا فلورسنت عبور می کنند، دارای طول موجی با پهنای 325nm است اما طول موجهایی با پهنای بین 325 تا 400nm درون شیشه به دام می افتند.

(جدول شماره 2 )  پرتوهای خارج شده از منابع نور سفید در داخل سه ناحیه UV  ، IR و نور مرئی تقسیم می شود و یک موج شاخص نیز ما به ان اضافه می کنیم . این شاخص پیش از این برای نمایش انتقال شیشه و کارکردهای مفید دیگر استفاده شده. شاخص عمودی میزان هر کمیت تغییر پذیر با طول موج معین را تعیین می کند رنگ نور منعکس شده از یک قلم نقطه ای سبز(شکل شماره 2) سفیدی ابشار نور در قلم و نور سبز انعکاس یافته است. همه رنگها انعکاس پیدا می کنند و رنگ سبز بیشتر از دیگران . نوری که انعکاس نیابد جذب می شود و به موجب ان گرمای رنگ کاهش می یابد و مقداری از این نور جذب شده حتی می تواند تماما در جهت یک تغییر شیمیایی در رنگدانه ها مصرف شود . پرتوهای سبز در مرکز گستره تابش قراردارد بنابراین نسبت به دو سر گستره تابش (آبی و قرمز) کمتر انعکاس می یابد و بیشتر جذب می شود.

رنگهای ارغوانی معکوس سبز هستند: نور انعکاسی این رنگ در دو انتهای گستره تابش (آبی و قرمز) برجسته  و کمترین انعکاس در مرکز است (جدول شماره 3 b. ) در نتیجه اگر دو رنگدانه سبز و ارغوانی مخلوط شوند نور از همه قسمتهای گستره تابش به یک اندازه انعکاس و به یک اندازه جذب می شود به طوری که می تواند یک خاکستری طبیعی مساعد (جدول شماره 3. c ) ایجاد کند.به همین دلیل به سبز و ارغوانی رنگهای مکمل گفته می شود. یک منبع نور سفید انرژی را در سرتاسر گستره تابش ساطع می کند. در نور سفید، طول موج همه رنگها پیروی یک طرز کار یکسان برای انعکاس گستره تابش وجود دارد . اگر ما نمودار میزان انرژی ساطع شده به وسیله بعضی منابع مخصوص نور سفید در هر طول موج در سرتاسر گستره تابش را ببینیم توانایی پیش بینی و به دست اوردن یک خط کم وبیش افقی را داریم. (جدول شماره 4) نمایش می دهد که این فرایند مطابق با ویترین است. سفید سفید،و چشم به صورت شگفت انگیزی سازگار با انها است.                  سفید یک عبارت با معنی ناقص برای ما است. چشمان ما قدرت سازگار شدن با هر منبعی که یک گستره تابش نوری را ساطع می کند و حتی منابعی با شکستهای بزرگ در گستره تابش را دارد. در یک اتاق که به وسیله یک نوع از نور روشن شده شی سفید و نوری که به وسیله ان روشن شده هر دو سفید دیده می شوند.  سفیدی سفید بیشتر تحت تاثیر تغییر رنگها مطرح می شود.

به طور خلاصه گستره تابش پرتو مطابق نور موزه (نور روز ، لامپهای فلورسنت و تنگستن) را می توان در سه ناحیه به وسیله موج ها تقسیم کرد: پرتو ماورا بنفش UV( 300 تا 400nm) نور یا موج مرئی(400 تا 760nm ) و موج مادون قرمز IR (بالاتر از 760nm)

 

 

The masurement of colour

اندازه گیری (سنجش) رنگ ها

برای تعریف مناسب این موضوع کتاب the museum environment)) صفحه های 53 تا 57 بسیار مناسب است. از انجایی که خواننده ممکن است متعجب شود از اینکه ایا رنگها توانایی اندازه گیری شدن دارند یک خلاصه خیلی کوتاه از اصول پیچیده ، کمک فراوان می کند .

پیش از این یک رنگساز نیاز داشت به رنگهای به هم پیوسته جزئی به حدی که نظیر ان برای مجاورش در یک روش ترکیب، در نظر ببیننده از دید غایب باشد . این شلوغی علاوه بر رنگ، خواص ظاهری دیگر از قبیل جلا(براقی)،بافت ظاهری و برجسته کاری را تطبیق می دهد. به نظر دانشمندان تغییر رنگها یک مسئله ساده دارد زیرا نقاش می تواند دیگر خواص را نادیده بپندارد و تنها بر روی رنگ متمرکز شود ،که هست، درباره ویژگی های طول موج نور بازتآبیده شده از روی رنگ و اثر انها بر روی چشم . ما دومین رویکرد را تفسیر می کنیم

ما می توانیم برای اندازه گیری یک طیف نور سنجی بازتاباننده از رنگ سنجی استفاده کنیم . هر دو ابزار با ازمایش پرتو افکندن سطح با نور یک رنگ معلوم و اندازه گیری شدت نور بازتابنده، محاصبه شده اند.ارایش می بایست محکم شده باشد زیرا ابشار نور همواره بر روی سطح ازمایش در بعضی روشها وجود دارد .بازتابنده های نور پیوسته از روی راستاشان (امتدادشان) سنجیده می شوند . اختلافی بین دو سند هست که، از انجایی که در سنجش رنگ از مقدار کمی رنگ استفاده شده ، به طور عادی سه تا ، سنجش طیف نور سنجی بازتاباننده تمامی بازتابنده های طیف مرئی، در فاصله های نسبتا کوتاه برای یک نمودار بازتابش متوالی ، مانند( جدول شماره 3)برای ترکیب بالا امکان پذیر است، این منحنی یک مشخصات رنگی که کاملا مستقل از ماده روشن کننده است را انعکاس می دهد . که این می توانددر بعضی موارد برای شناسایی شیمیایی استفاده شود. از انجاییکه مقصود عمده ما در مورد رنگهای قابل اندازه گیری برای کشف تغییرات ناشی از تباهی است ، بازتاب طیف مرئی بهترین نوع نمایش اطلاعات می باشد.

هر چند ما ممکن است اکنون به بیان رنگهایی که توسط چشم دیده می شود تمایل داشته باشیم به وسیله انواع واگیردار روشنایی داخل گزارش . دراقیانوس در عمق بیشتر از 30 متر ،نور قرمز خورشید ،و بنابراین اسمان کاملاتوسط آبهایی که قرمز را جذب کرده فرو گرفته شده و ماهی ها مشکی دیده می شوند. مهیج برای غواص های اماتور و به تایید نویسندگان خون جاری شده به رنگ سبز در می آید[1] .اثر قابلیت بازتاب طیف مرئی عوض نمی شود و اگر ما یک چراغ قوه را به سمت پایین و در جهت شی قرار دهیم شی قرمزمان، قرمز دیده می شود ، هنوز در محاصره نور رنگها به صورت چشمگیر عوض می شوند زیرا قرمز مفقود است. بسبب اینکه یک چنین آثار نامتعارفی در موزه ها رخ ندهد تنها منابع نور سفید مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال رنگی که با چشم تطبیق شده، همواره یک نوع بازتاب خواص ان در شی مشاهده می شود(ان منحنی قابلیت بازتاب نام دارد). قدرت طیفی توزیع روشنایی و واکنش چشم انسان . این ما را مستقیما به جدول رنگ پذیری (جدول شماره 5 و6  ) و به سیستم سنجش رنگ C.I.E (کمیته بین المللی del,Eclairage  ) راهنمایی می کند. برای استفاده از این سیستم ما می بایست نقش هایی برای           a :قابلیت بازتاب گستره تابش رنگ به هم پیوسته، به طوری که به وسیله طیف نورسنجی شمرده شود.      b: قدرت طیفی پخش روشنایی، معمولا از روی جدول ها[2] و c: واکنش متوسط چشم انسان از روی جدول استاندارد.

برایند یک محاصبات نسبتا طولانی به ما مقدار (x و y) را می دهد، که این نسبت به مکان رنگمان در جدول رنگینی  Chromaticityپذیرفته شده فقط به طوری که روی هیچگونه گراف دیگری نباشد.یک تغییرات رنگی در نمونه ها، ناشی از آسیب دیدن به وسیله نور یا دیگر فاکتورهای حاصل در نقاط (x,y) جدید و این جا به جایی در رنگ می تواند به اینصورت روی جدول شمرده شود . اگر واقع بین باشیم این بهترین روش برای فهمیدن سیستم سنجش رنگ، برای تسلط یافتن برمحاصبات هست ، و این نیارمند برخی از مقدمات علوم ریاضی می باشد. (light part II, P191  در کتاب the museum environment) هر چند علوم ریاضیات نیازی به احساس سودمندی جدول خودش ندارد و این مثال هست.

اگر ما بین هر دو رنگ بر روی جدول یک خط بکشیم همه ترکیباتشان می خواهند بر روی یک خط بین انها پیدا شوند. اگر دو رنگ مکمل به نسبت درست آمیخته شوند سفید یا خاکستری تولید می شود. بنابراین برای پیدا کردن مکمل یک رنگ، ان را به وسیله یک خط مستقیم به منبع نور متصل می کنیم و ادامه خط از میان منبع نور و انسوتر می گذرد . رنگ مکمل در پایه های مختلف اشباع روی این خط پیدا خواهد شد . باید مورد ملاحظه قرار گیردکه، اگر چه چگونگی (xوy) همه اطلاعات لازم در ترکیب رنگ را ارائه می دهد، یک بخش از اطلاعات که Luminance( درخشندگی ) نامیده می شود بیرون از مسیر مطابق منحنی قابلیت بازتاب سقوط می کند . درخشندگی مطابق قرارداد به وسیله (Y) بیان می شود و می تواند از روی منحنی قابلیت بازتاب به علاوه مقدار نور سقوط کننده روی رنگ حساب شود، اما از روی جدول رنگینی نیست. روشنایی یک سنجش میزان نور آینده ما از روی رنگ است . نوع نور، منبع نور سفید استفاده شده برای روشنایی، نیز می تواند جدول را صرف کند ، چون که می توان ان رنگ شمرده شود ، ما باید پیدا کنیم یک رنگ خاکستری طبیعی به هم پیوسته با تمایل فراوان برای رسیدن نزدیک به منبع نور روی جدول ، در بعضی یک مخلوق تیره(کمرنگ) و دیگری براق (روشن). درخشندگی (Y) اطلاعات ناپیدا را به وسیله به کار بردن رنگ روی یک مقیاس، مطابق نور به سوی تاریکی، میسر می سازد.

ما اکنون دو روش برای اندازه گیری رنگ داریم . نخستین و بیشترین اطلاعات به وسیله کسب یک طیف بازتابنده و دومی به وسیله اکتشاف موقعیت رنگ، زیر یک منبع نوری معین، در جدول رنگینی، پدیدار می شود. با فرمهای معین رنگ سنجی این دومین روش می تواند مستقیما و به سرعت اطلاعات را انتقال دهد.

روش سوم ،سریع ونسبتا ارزان، که می بایست اکنون نام برده شود: اطلس رنگ است. معروفترین اطلس رنگ، اطلس رنگ Munsell system است که از دو مقدار(ظرفیت)، شامل ارایش های استاندارد به هم پیوسته رنگ[3]the munsell Book of colour تشکیل شده.

یک گلوله شبیه کره زمین شامل همه رنگها را تصور کنید که جنوب میله تیره و شمال ان سفید است و همه خاکستری ها از تاریک به روشن در امتداد خط محور مختصات بین انها جای داده شده اند. این موقعیت محورهای مختصات Value (ارزش) نامیده می شود. خط استوای دایره وار جایگاه رنگهای اصلی (خالص) هست که نامیده می شوند اصلی یا سیر،سیر شده، زیرا انها در ازای سفید یا خاکستری خالص هستند. دایره استوا در امتداد خط موضع Hue(رنگمایه، ته رنگ) نامیده می شوند. اما اکثریت رنگها هیچ یک از این دو ، سیر اشباع شده ونه خاکستری خنثی ، نیستند. برای همین ما به یک معیار مشخص سوم ،میزان خاکستری مخلوط شده با رنگ، نیاز داریم. این معیارChroma(رنگینه) نامیده می شود و با فاصله ان از مرکز محور مختصات، رابطه دارد. بدینسان هر رنگی به وسیله سه بعد(معیار) معین می شود: Chroma , Value , Hue

نظریه munsell را می توان به مقدار (x ,y) روی جدول Chromaticity تبدیل کرد.در این صورت می تواند با کمترین میزان افت دقت دیده شود، یک رکورد با ارزش تغییرات رنگی در نتیجه تغییر در Hue ، Chroma، Value، در اطلس Mansell می تواند تا موقعی که هزینه ابزار و متخصص شدن پرسنل ستاد احتراز شود نگه دارد. در بعضی زمانها Mansell Value تنها یک شاخص مفید برای تعیین روشنایی به عنوان یک پوشش دیوار می باشد(جدول شماره 7 )قسمت تمرین بازتاب می تواند از طریق V Mansell Value و به وسیله فرمول V(V-1)، از میان این فرمولهای طبقه بندی شده بی نهایت، فراهم شود.

به طور خلاصه : رنگ می تواند با استفاده از یک طیف نور سنجی (Spectrophotometer ) یا یک رنگ متر(Colorimeter) اندازه گیری شود. نتیجه استفاده از هر یک از این دو سند رنگ می تواند مختصات (دو شماره) در یک جدول رنگ پذیری را مشخص کند(جدول شماره 5). به علاوه یک Value برای روشنایی، میزان نور وارد شده به رنگ می باشد. روش دیگر تشخیص رنگ به وسیله سه گزینه (Hue، Valueو Chroma) اطلس رنگ Munsell است، استفاده یک رنگ اطلس از رنگ های کوچک به هم پیوسته که با نمونه مقایسه شده اند.

 


 

Measuring UV

اندازه گیری UV              

در P158 ما قبلا دریافتیم که y-axis در یک منحنی پخش انرژی طیفی بیشتر از روی مصلحت طبقه بندی شده w 10nm-1 lm-1 µ و ان یک فاصله کمتر از این هست، با مجموع تمام انرژی UV دردسته های موجی از 300nm به 400nm به وسیله جمع با هم همه ده y-axis ارزشهایی که در مرکز فاصله های 10nm   (e.g.at 305, 315, 325, … ,395 ) قرار دارند. در دیگر قسمتها به وسیله اندازه گیری سطح زیر منحنی بین 300 و 400nm .این می تواند در هر یک از منحنی ها در (جدول شماره 4) انجام شود، که در نتیجه ان دستگاه سنجش ماکروویوها از پرتوهای UV هر Lumen (از پرتوهای مرئی ) مختصر شده به w/lmµ استفاده می کنند.

در این روش ما یک ویژگی منبع نور اندازه گرفته شده که هست پایدار برای نور ویژه، هر جا ان را فرو ریختن در اتاق، این هست انچه ما می خواستیم. ما می خواستیم بدانیم چگونه یک بخش از UV به این صورت عالی به وسیله یک لامپ فلورسنت مخصوص منتشر شده است ، از میان یک فیلتر مخصوص و بازتاب شده از یک سطح سفید، می گذرد . etc.Aدستگاه کنترل UV، این قبیل دستگاه های کنترل با نام

 Crawford (Little more Engineering, Little more,oxford,England ) برای جواب این قبیل سوالات به وسیله اندازه گیری مستقیم (شکل شماره 4) طراحی شده است . یک راه دیگر برای اندازه گیری پرتوهای UV منتشر شده ازیک منبع مخصوص، استفاده از UV مترهای موجود برای این امر می باشد.این قبیل اندازه گیری ها بعضی برای پرتو های UV و برخی برای نور مرئی به عنوان نور متر انجام می شود . مطالعه مترسنج ها به فاصله دستگاه از منبع نور مربوط می شود . اما یک حفاظتگر نیازمند مترهایی متنوعی برای چک کردن: اعم از کنترل کردن نور برای بهره برداری به طور صحیح و  UVاست . در این مورد کنترل ها هستند: شدت روشنایی متجاوز از خلق کردن یک سطح نیست، که  150lux(با نورمتر چک شده) بیان شده است و اندازه UV در نور بیشتر از یک لامپ تنگستن نمی باشد (در حدود 75µw/lmببینید جدول شماره 8). اندازه UV می تواند از یک رویداد متر شده به وسیله تقسیم ان و مطالعه به وسیله شدت روشنایی به دست اورده شود ، اما دستگاه کنترل UV، Crawford،  این ارزش را مستقیما می دهد. برعکس برای پیدا کردن اثر UV روی یک سطح از مطالعات کنترلی UV و ضرب ان با شدت روشنایی استفاده می شود. برای مثال یک دستگاه کنترل UV  مطالعاتی از 300µw/m2 در 150lux مقدار شدت روشنایی برای

(300×150/1000) = 45mw/m2 از پرتوهای UV ضمنی بر روی سطح خارجی .

The Blue Wool Standard

                                               پشم آبی استاندارد 

به وسیله پشم آبی استاندارد براورد کردن ثبات نور از یک کالبد یا نقطه رنگ شده امکان پذیر هست. این اندازه گیری نمی تواند بیشتر از پایه فلزی بر روی یک پوسته ی از 1 (ناپایدار) به 8 (ثابت نور خوب) را  انجام دهد. این عمل نمی تواند یک نظریه خوب از اینکه چه مقدار از فلز می تواند در معرض نور، در همان وضع قبلی ثابت باقی بماند را، به ما بدهد.

پشم آبی استاندارد از سوی ISO (سازمان بین المللی برای استاندارد)،  و  Recommendation R 105  واستاندارد بریتانیا BS1006 (1961) پذیرفته شده است. بطوریکه نمونه کار ورقه های مطالعاتی در دسترس می باشد . هر کارت محتوای 8 پشم آبی رنگرزی شده مخصوص و اماده است که انها برگزیده استاندارد می باشند. شماره 2 به طور کلی دو بار اتخاذ شده به عنوان قابل درک ترین هدف مفقود شده استاندارد 1 ، استاندارد 3 به طور کلی دوبار به شرط استاندارد2 و چنین از اغاز تا انتهای استاندارد 8 . برای میزان سرعت نور در فلز مورد نظر، فلزمان را بدون حفاظ در میان یک کارت از پشم آبی استاندارد قرار داده و چندین بار طی زمان های مشخص ان را چک می کنیم تا در هر دو،هم فلز و هم استاندارد، نخستین نشانه های محو شدگی ظاهر شود این کار را می توان راحتر انجام داد اگر یک نصفه از هر تکه رنگ با یک کارت غیر شفاف در سراسر ازمایش پوشیده شود. کوشش هایی جهت اندازه گیری میزان نوری که می بایست برای کمرنگ شدن استانداردها  داده شود در حال انجام است[4]. زمانی که سرعتهای محو سازی وابسته با دیگر فاکتورهای نزدیک نور ، از قبیل تناسب UV ، رطوبت و .... هستند با منابع کوچک نور برخورد کرده ایم. نور ممکن است در تمام سرعتهای مختلف برای بعضی استانداردها ظاهر شودو بعضی دیگر بی نور شوند، اگر چه انها تقریبا در یک ردیف نگه داشته می شوند. در موزه، هر چند ، ما می توانیم بهره حدودمان را به یک موقعیت داخلی در جایی که درجه گرما و رطوبت اطراف دور شده اند و همه نورها از میان شیشه و با وجود فیلتر شدن UV وارد می شوند، محدود کنیم. برای این موقعیت  Feller[5] دریافته که استانداردهای پشم آبی می تواند در درجه بندی فلزات داخل سه نوع (جدول شماره 9) استفاده شود . باید مورد توجه قرار داد که عمر برآورد شده درجدول برای یک متوسط سالیانه قرار گرفتن در معرض 3/2 میلیون لوکس ساعت  (3/2MLx h) می باشد. درحالتهای کنترل شده با 150Lux سالیانه در معرض حدود 1/2 MLx hقرار می گیرد به طوری که عددها باید با سه ضرب شده باشند البته در فاکتورهای UV ضرب باید هنوز هم بیشتر باشد: شش یا بیشتر .

Placing a colour on the CIE Chromaticity Chart

مکان یک رنگ در جدول رنگ پذیری CIE

در همه زمانها در نوشته های حفاظتگران ما با یک نمودار رنگ روبه رو هستیم که از ان به عنوان جدول رنگ پذیری یا نمودار استاندارد [6]CIE  نام برده شده ما اکنون می خواهیم چگونگی پیدا کردن مکان یک رنگ در نمودار را بشناسیم.

یک رنگ فقط زمانی می تواند دیده می شود که روشنایی نور بر روی ان باشد (مگر اینکه ان شی از خودش درخشندگی داشته باشد ) . و این نمودار به دیدن رنگ مربوط می شود. در اینجا باید مکان را برای ازمایش رنگ مورد نظر روشن کرد.اگر اجازه دهید در اینجا به عنوان مثال برخی سبز _زردهای چمنی را در پیش زمینه یک نقاشی معروف اثر Uccello.St. george and the Dragon، که در زیر نور روز در   national gallery londen، (شکل شماره 5) آویزان شده بود را مورد تفسیر قرار دهیم. بازتابها در نقطه x در (جدول شماره10) نمایش داده شده است. پس اکنون ما نیازمند نیستیم جا به جا کنیم نقاشی را ، و نه حتی در ان تماشا کنیم. ما تنها شماره ها را جا به جا می کنیم .

نور روز به خوبی به وسیله یک میانگین طیفی نشان داده شده است و می دانیم انرژی نور روز D6500[7] (جدول شماره 4((d (، ستون 2 ، در جدول شماره 11) برای روشنایی ریاضی وار نقاشیمان، ما می بایست این دو خط منحنی، منحنی بازتاب و منحنی D6500، را با هم ضرب کنیم.  ما این عمل را به وسیله ضرب کردن هر عدد خوانده شده بر روی منحنی با مترادف خوانده شده در بعضی طول موج ها بر روی منحنی دیگر (جدول شماره 11 ستون2-4 ) انجام می دهیم اکنون یک منحنی برای نور آینده از سبز چمنی در Uccello آویزان در یک گالری نور روز داریم(ستون4)

چشمان ما سه رنگدانه بصری برای نورهای قرمز ،سبز وآبی دارد. برای مدتهای طولانی نسبت به این مسئله (رنگدانه های چشم) بدگمان شده بودند اما اخیرا صحت ان معلوم شده است. روش ما برپایه استفاده اساسی از فرضیه حساسیت مشترک سه رنگدانه بصری است که به ما احساس رنگ را می دهد . ما اکنون معادل عملکرد ریاضی هدایت می کنیم . منحنی های نشان داده شده به وسیله سه ستون  x,y,z (ستون 5-7) را می توان به عنوان مترادف در قاعده کلی برای حساسیتهای سه رنگدانه بصری چشم ما پنداشت. آزمایش رنگ (ستون 4) باید به نوبت با هر یک از  سه ستون ضرب شود و حاصل جمع نتیجه ها در هر ستون (ستونهای 8-10 ) بدست اید. حاصل جمع ازمایش رنگهای ضرب شده ما با ستون x نامیده می شود X و همینطور برای YوZ. این جمع ها به طور کلی با مقدار نور قرمز، آبی، سبز به ترتیب در رنگ مطابق بودند. در پایان این سه شکل را به دو نیاز بالفعلمان که x و y نامیده می شود تبدیل می کنیم:

y=Y÷(X+Y+Z)                                          و x= X÷(Y+X+Z)                    

مکان  xو y مختصات ازمایش رنگ مورد نظر ما در جدول Chromaticity (رنگ پذیری ) هستند.(جدول شماره 12) غالبا به مختصات رنگ پذیری یا رنگ پذیری برای بازتاب رجوع می شود.

در قسمت بعد می خوانید یک حقیقت پوشیده را که ستون y شکل (ستون6) به ما به دقت (درست) روشنی کارکرد منحنی چشم ممکن نیست بدهد ، در جدول شماره 13شرح داده شده است، ان معانی که y می شده یک سنجش روشنی خاکستری در Uccello ،زمانی که به وسیله نور روز با یک شدت مشخص پرتوافکنی شده باشد.اخیرا یک برش کوتاه سودمند برای ثبت ضرب هر ازمایش رنگ به وسیله منحنی D6500 (جدول شماره 14) X و Yو Z را که قبلا به وسیله این منحنی ضرب شده اند می دهد. بعدها محاصبه ها را انجام می دهیم ، منحنی بازتاب را به عنوان اینکه ان جایگاه ها و راه مستقیم ضرب ان به سه ستون به نوبت (ستونهای 3-5در جدول شماره 14) سپس ما اقدام می کنیم به جمع کردن ستونها قبل از به دست اوردن X و Y و  Z و از روی فرض x و y.


 

 

The colour rendering calculation

براورد اجرای رنگها

اگر چه چگونگی های اجرای رنگ از یک منبع نور مرتبط نیست با میزان خسارت و بنابراین مستقیما مرتبط  با ما برای حفاظت نمی باشد ، با وجود این نگهداری علمی غالبا باید بداند چگونگی ساخت یک لامپ فلورسنت ، فیلتر uv، یا شیشه رنگ زده شده را برای خودداری از بد شکل کردن رنگها . او منصفانه اظهار می کند که تغییر شکل در حال رخ دادن هست و حفاظتگر می خواهد نیازمندی شی اش زمانی که قضاوت ذهنی غیرکافی است با کمک ماشین حساب نتیجه یابد .

این عمل مشکلی نیست، اما مانند اجرا کردن رنگ پذیری کسل کننده است . و هر نوع وسیله اتوماتیک برای انجام این کار مطلوب به نظر می رسد.

دو روش شناخته شده وجود دارد : روش جابه جایی رنگ که به وسیله CIE  و روش دسته های طیفی 

[8]NPL_Crawford. برای مقایسه کردن ریاضی وار حضور رنگهای تست به هر دو نیازمندیم ( برای مثال یک نوع معین از لامپ فلورسنت ) با حضورشان زیر یک بازتاب روشنایی، از لحاظ نظری رنگ کامل اجرا شده و فعلا به عنوان برگزیده بعضی رنگها با دمای نزدیک به هم ( CCT) است. کلمه CCT به دلایل زیر استفاده شده است . Strictlyمی گوید در منبع نور تنها می تواند یک دمای رنگ تعیین شده برای ان داشته باشیم و پیوند های روشنایی جدا شده از یک جسم سیاه یا تشعشع کننده Planckian  باشد .این فکر که رنگ لامپ می تواند به وسیله یک نقطه در تمامی خط منحنی در (جدول شماره5 ) نشان داده شود اما منبع نور با نقطه ها دور از این خط منحنی نیست . جسم سیاه می تواند درجه حرارت رنگهای مربوط به هم را به وسیله استفاده از قرداد در (جدول شماره 15) در هر دو روش برای رنگ، این طور پیدا کردن رنگینه از تست لامپمان به وسیله جایگاه ان در جدول Chromaticityشرح داده شده در قسمت قبل، را داریم .

ما سپس کشف کردیم ان هست ) CCT) (جدول شماره 15) . در بازتاب روشنایی اگر CCT K 5000 یا پایین تر باشد، پس از یک جسم سیاه که دمای رنگ دارد تشعشع شده و اگر CCT در حدود 5000k باشد بازتاب روشنایی ما استاندارد خط منحنی نور روز برای دمای رنگ است .

روشها با یکدیگر متفاوت هستند و ما از روش   NPL_Crawfordاستفاده می کنیم مزیت این روش در این است که اولا محاصبه اش کوتاهتر است و درثانی این روش در موضوعات خارج از موزه ازمایش و به وسیله پرسنل موزه مورد تایید قرار گرفته که ان یک براورد مستقیم از مهمترین بدشکل شدن های رنگها را به ما می دهد. برای شرح روش استفاده از crawford ما شیشه رنگ زده شده را به عنوان مثال در نظر می گیریم . دراتاق نمایش یک ساختمان تاریخی نور به وسیله پنجره های اطراف تامین می شود و ما میل داریم روشنایی نور روز به وسیله یک شیشه رنگ شده به حدود 30 درصد مقدار عبوری (جدول شماره 16) کاهش یابد. موقعی که ما انتظار داریم خنثی باشد بدشکلی رنگها کاهش پیدا می کند.رنگهای شیشه مربوط به چگونگی کیفیت اجرای رنگ را به واسطه نور روز اندازه گیری می کنیم. در واقع هدف ما انجام معادل ، استاندارد تابناکی D6500 نور روز از میان شیشه  به وسیله افزایش با هم D6500 توزیع طیف انرژی و مقدار عبوری شیشه (جدول شماره 14). حال از روال خارج خط در قسمت قبل برای امکان تست منبع نور (D6500 از میان شیشه رنگ شده ) در جدول  Chromaticityاستفاده می کنیم. استفاده از این جدول نشان می دهد در جدول شماره 15 ،CCT ازمایش منبع نور در حدود 6395K  است . اکنون ما انتظار داریم که باید برای قدرت طیفی پخش بازتاب نور روز در روشنایی یا نزدیکتر به [9]6395 جستجو کنیم اما انجا یک برش کوتاه از قسمتی وجود دارد که ما می خواهیم در زمان اجرا و امتحان اساس روش  crawford معلوم باشد.

Crawford ،در حال توسعه قاعده دسته طیفش ، دستگاه به وسیله هر کسی که توانایی تعریف یا اضافه کردن نور در خلق دسته های موج برگزیده و رسیدگی کردن به اثر این تغییرات در بیننده، در مشاهده رنگها و موضوعات روشنایی با دلیل، می تواند استفاده گردد. برای این هدف امواج مرئی در داخل شش دسته (نقاط تقسیم شده عبارتند از : 400، 455،510، 540،590 ،620و760 نانومتر) تقسیم شده است. چنین تغییراتی در مقدار نور در همه دسته ها برای داشتن یک اثر ذهنی مساوی نهاده شده بود . برای دستکاری نور در روشنایی می بایست داخل ان طیف شکافته شود. افزایش یا تفریق ها با پوششهای روی طیف و نور از بینایی به هم پیوسته  برای نور سفید انجام شده بود . crawford انطور که بیشتر تغییرات می توانست درهر دسته به جا تحمل شود بنا نهاده شد. قبل از سازگاری، چشم می تواند از تغییر دراجرای رنگ اگاهی یابد .در این مرحله می توانیم از دلایل crawford برای مقایسه کردن یک ازمایش و یک بازتاب روشنایی دسته به دسته استفاده کنیم. ما هنوز نیازمندیم بازتابهای روشنایی را پیدا کنیم ، اما ان دیگر طیف کاملی هست و طیف بزرگتری نیاز ندارد ، فقط شش دسته ، که برای مثال ما 6395k می تواند به وسیله میانگیری از جدول شماره 17 بنا نهد .

ما باید پیش از هر کاری تست روشنایی را تعیین کنیم و بعضی روشنایی ها را به عنوان بازتاب روشنایی از روی جدول شماره 17 ایجاد کنیم. توضیح واضح ازمایش روشنایی کمی مشکل است یک کمبود نور در همه این 6 دسته وجود دارد و برعکس . راس ستون y  در جدول شماره11 نمایش درخشان کارکردهای چشم انسان می باشد افزایش ان به وسیله توزیع انرژی منبع نور است و ما پاسخ حقیقی چشم برای هر طول موج را به دست می آوریم (جدول شماره 14 ، col 7 ، راس y E)

حاصل جمع این ستون، روشنایی y را به ما می دهد. نیروی نور عبوری از میان شیشه، تا چشم بتواند ان را ببیند با استفاده از عامل مناسب ما توانستیم واقعا این را به یک ارزش lumen(واحد تابش) تبدیل کنیم اما انجا نیازی به انجام محاصبات نیست .

Y  برای تست روشنایی ما در حدود 2533.3 است(مجموع ستون 7) .اماقبلا بیان شده بود که همه بازتابهای روشنایی در جدول 27،y=100 ، دارد . در اینجا برای هر YE باید در 100÷2533.3 ضرب شود، در ستون 9 برای YE به صورت معمول اشکال به وجود می اید . ما در محاسبات به جواب 99.95 رسیدیم ، که هر چند این 100 نیست اما به نیاز ما نزدیک است  به طور معمولی ستون YE اکنون در 6 دسته crawford جمع شده و ستون پایانی 10 را در جدول می دهد . مطالعات در اختلاف 10nm هستند اما دسته های crawford به نزدیک 5nm شکافته شده اند. بنابراین برای نخستین باند به شرح زیر اقدام می گردد و دیگران نیز همینطور ، دسته 400_450nm  جمع نصف 400nm است بعلاوه عبارات برای 410، 420، 430، 440، 450، اکنون ازمایش با همه دسته های بازتاب روشنایی را به وسیله تشخیص تست عطف درصد مقایسه می کنیم (جدول شماره 18). انحرافات افزایش یافته یا کاهش یافته از 100 درصد نمایان شده اند. از میانگین دسته های مجاور و برخی عملیاتها در انها مضاعفها و برگشتها را به دست می اوریم . برای تاسیس مرحله نهایی crawford  ما می توانیم تا 10 درصد انحراف در هر یک دسته ، و تنها 5 درصد انحراف در دو دسته را روا بدانیم بدین معنی که هر چیز بالای 10 درصد ، علامت نادیده ای گرفته می شود ، انحرافات برای دسته های انفرادی و بالای 5 درصد برای دسته های دوتایی در اخر ستون گذاشته شده است. شکل پایانی حاصل جمع همه این اضافه ها است. شکل بالا برای اضافه های بدترین اجرای رنگ است. یک ردیف روشن کننده همه اضافه های در هم جایز شمرده نشده . اجرای رنگ برای ردیفهای روشنایی می تواند به عنوان رضایت بخش ترین رعایت شود . ردیف B برای بالای 32 تا و ردیف C برای بالای 64 تا منظور می شود. تشخیص روش خوب برای قرار دادن هر دوی این ردیفها در مقوله اجرای رنگ خوب کافی می باشد. هر چه قدر پایین تر از این باشد می بایست سطح فقیری با کمترین صحت منبع نور (مقایسه شود با جدول شماره 19) بعضی لامپهای فلورسنت اضافه های بالای 300می دهند.

بیرون شیشه های رنگ شده را نمی توان درردیفهای بالا گذاشت زیرا 25 اضافه اکتسابی دارد، اگر چه این برای فرو ریختن اجرای رنگهای ضعیف نباید مورد رسیدگی قرار گیرد . با وجود این محدوده های خاکستری در ردیف A هستند و انها بهتر از رنگهای دیگر هستی اماده اند.

ضمنا اکنون روشن می شود که ما ناچار نیستیم مقایسه اجرای رنگ را برای نورهایی که از شیشه رنگی یا از میان یک شیشه کاملا رنگ زده شده یا از میان شیشه های معمولی می گذرد انجام دهیم . ما ان را برابر می کنیم با نور روز در برخی دمای رنگ، به عنوان نوری که از میان شیشه رنگ زده شده حاصل می شود . انها اجرای رنگ را برای یک درجه که ممکن مهم باشد یا ممکن مهم نباشد بدشکل می کنند و یا دمای رنگ را تغییر می دهند.

این اثر کم ، روی اجرای رنگ تاثیر زیادی ندارد. یک مثال خیلی خوب برنز است، شیشه ای مردم پسند در ساختمان های جدید، برای کاهش انتقال گرمای خورشیدی. این به دلیل رنگ امیزی سخت بیرونی است و هنوز  دلایلی که تغییر شکلهای مهم را تولید نمی کند محاصبه نشده است. اما دمای رنگ را به نسبت قابل ملاحضه ای پایین می اورد . در مثال بالا پوشه های نویسنده Pilkington Antisun Bronze6mm   به اضافه های  crawfordنپرداخته، اما از D6500 به وسیله 940 درجه سیلیسیوس حرارت، به 5560K پایین آورده شده است.


 

Colour rendering the black body convention       

رنگهای اجرا شده و قرداد اجسام سیاه

اگر چه استفاده از نور روز به عنوان منبع نور در رنج های پایین k 5000 یک موضوع عقلانی است ، بسیاری از موزه داران در مورد استفاده از سری اجسام سیاه به عنوان بازتاب روشنایی برای رنگهایی با درجه حرارت پایین تر از k 5000 احساس خطر می کنند. در حقیقت ، درباره تنگستن یا تنگستن ید به عنوان منبع نور  برای رنگهایی با درجه حرارت نزدیک k 3000 که با مواد بدون کیفیت ساخته شده اند مانند نمد.

در صفحات قبل در مورد قدرت انتخآبی چشم کامل گفته شده به صورت واقع گرا ما نمی توانیم مواد را به وسیله واگذاری به رنگ اشیا به سرعت از روشن کننده به روشن کننده دیگر تشخیص دهیم. 

ما می بایست تنها در حالت تنظیم شده {سازگار } قضاوت کنیم، و این به معنی مداخله یک انحراف در مدت زمانی که اشیا نمایان نیستند حافظه رنگی ما این فرایند نادرست را می سازد. برخی کوششهای تجربی برای برطرف کردن این  مشکلات انجام شده[10]. استفاده از اطلس رنگ munsell  برای مقصود ما مناسب ترین است.  از طریق اطلس رنگ، ما قادر به تخمین ته رنگ، ارزش و مشخصه های رنگی برای یک نقطه بدون بازتاب از رنگ اطلس و صرفا از بازتاب درونی آن بود انها با تراشه های رنگی تنظیم شده خودشان برای منبع نور و معین کردن انها در جدول muncell مواجه شدند. این عمل هم در زیر نور روز وهم روشنایی تنگستن انجام می شود. نتیجه های معین نمایان شده پرمعنی اند اما کمترین هماهنگی را با رنگ محیط اطراف دارند و برای نمایش الگوهای کلی کوجک مناسب به نظر می اید. هر چند یک تمایل برای مایل به قرمز دیده شدن رنگ ارغوانی زیر نور تنگستن منطقی به نظر می رسد می توانیم بگوییم که در حال حاضر اثر مورد انتظار (قرمز ها درخشان تر و آبی ها تیره تر زیر نور تنگستن دیده شوند) ، اگر واقعا مهم است باید اثر کوچک باشد. فضای سنگین رها شده از جسم سیاه قراردادی وجود نداشته باشد.

 


پیوست ها :                           

جدول ها و شکل ها

جدول شماره 1 : انواع سرعت نور برای بعضی رنگدانه های رایج ، قدیمی و جدید



                                                                                                             

                                       شکل شماره 2

ابرنگهای سبز و بنفش مخلوط شده برای تهیه رنگ  خاکستری گرم 


 


جدول شماره 2 : انتقال یک نوع پنجره شیشه ای ( Pilkington 6 میلیمتری  شیشه  پهن)


 

جدول شماره 3 :  منحنی بازتاب سه اب رنگ در شکل 2



 

جدول شماره 4 : قدرت طیفی توزیع بعضی از منابع نور در میکرووات برای هر 10nm با واحد تابش

 


 


 

جدول شماره 5 : رنگهای جدول رنگ پذیری CIE .

 

 


 


جدول شماره 6 : ادامه جدول رنگ پذیری CIE.

 

 

 


 


 

 

شکل شماره 3:

اطلس رنگ Munsell

 


 


جدول شماره 7: نمودار  Munsell Values

 

 

 


شکل شماره 4:

یک نمایشگر UV که مقدرا پرتوهای  UV  در نور را بر اساس میکرووات اندازه گیری می کند.

 


 

 

 

جدول شماره 8 : میکرووات UV برای هر واحد تابش

 

 

 

 

 

جدول شماره 9 : استانداردهای شیمیایی پایدار برای مواد در حفاظت

 


 

شکل شماره 5 : یک نقاشی معروف اثر Uccello.St. george and the Dragon، که در زیر نور روز در   national gallery londen، نگهداری می شود

 

 


 


جدول شماره 10:

 

 

 


 

 


جدول شماره 11: نمودار مکان یک رنگ در جدول رنگ پذیری CIE

 


 


جدول شماره 12: رنگ پذیری سبز چمنی  در Uccello در نقطه مشخص شده X در نقاشی (شکل شماره 5 )

 

 

 


جدول شماره 13 : منحنی قابلیتهای درخشان چشم انسان

 


جدول شماره 14 : نمودار محاصبات اجرای رنگCrawford_NPL

 

 

 


 


جدول شماره 15:

 

 

جدول شماره 16:

 

 


جدول شماره 17: منابع بازتاب اجرای رنگ

 

 

 


جدول شماره 18: : نمودار محاصبات اجرای رنگCrawford_NPL   _ مرحله پایانی

 


جدول شماره 19: برخی لامپهای فلورسنت و متال هالید مناسب اجرای رنگ

 


 


منابع :

1.      The museum enveronment  نوشته Thomson انتشار یافته در سال 1978

2.      www.graphics.tech.uh.edu

3.      http://facweb.cs.depaul.edu/sgrais/munsell_color_system.htm

 



[1] .   LYTHGON.J.N & NORTHMORE, D.P.M, (رنگها زیر اب)، رنگ 73   (Abs. of papers, 2nd Congress of the int. Colour  Assoc. (1973). Hilger(Londen)77-98         

 

[2] . JUDD, D.B., MACADAM, D.L& WYSZECKI, G.W.,Spectral distribution of typical daylight as a function of correlated color temperature, ( جدول توزیع طیفی نوع نور روز به عنوان یک کارایی همبسته دمای رنگ) J.Opt.Soc.Am.,54(1966)1031

[3]. the munsell Book of colour (2vols.). Munsell Color Co., 2441North Calvert St., Baltimore 18, Maryland

[4]. RAWLAND,O. ,Fading of the British dyed_wool light fastness standard in the U.K._ some energy measurement, (استاندارد محوسازی سریع نور در پشم رنگ شده انگلیسی _ اندتزه گیری انرژی برخی  ), J.Soc. Dyers colour. 79(1963)697_701  

[5] .FELLER,R.L. ,Studies on photochemical deterioration,(مطالعاتی در زوال شیمیایی) ICOM Committee for Conservation,Venice (1975). 

[6] . BROMMELLE, N.S. , Colour and Conservation,(رنگ و حفاظت) ,SIC, 2 (1955) 76-86.

[7] . JUDD, D.B., MACADAM, D.L& WYSZECKI, G.W.,Spectral distribution of typical daylight as a function of correlated color temperature, ( جدول توزیع طیفی نوع نور روز به عنوان یک کارایی همبسته دمای رنگ) J.Opt.Soc.Am.,54(1966)1031.S

[8] .CRAWFORD, B.H. ,Measurment of colour rendering tolerances, (اندازه گیری دامنه تغییرات اجرای رنگ) ,J.Opt.Soc. Am. , 49 (1959) 1147-56

[9] (این قبیل خط منحنی ها را می توان به عنوان مثال در عطف {56Ref در the museum environment)) } یافت).

[10] .HELSON, H.,JUDD,D,B & WARNER ,R. ,Object colour changes from daylight to incandescent filament illumination,(موضوع تغییرات رنگ نور روز برای شدت روشنایی رشته ملتهب) , illum. Engng, 47(1952) 221.  )