سایت پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی

ورود شما دوست فرهیخته و گرامی را صمیمانه به این وبلاگ خوشامد می گویم

مطلاکاری: تاریخچه‌ای از فن‌شناسی آبکاری فلز طلا روی نقره یا مس در قدیم.
نویسنده : سید محسن حاج سید جوادی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٠
 

مولف:W.A.Oddy

ترجمه: سید محسن حاج سید جوادی

کلید واژگان: طلا، مطلاکاری، طلاکاری روی فلزات، روشهای طلاکاری در قدیم

مقدمه:

 در قدیم طلاکاری به منظور آرایش و نمادی از ثروت، مورد استفاده قرار می‌گرفت. تهیه و فراهم نمودن این فلز به دلیل مشخصات فیزیکی و چکش‌پذیری ورقه طلا و هدایت آسان ورقه طلا و کاربرد طلا در سطح فلزات اصلی برای بهبود و اصلاح ظاهرشان و بالابردن ارزش ظاهریشان بود. و در اطراف شیء ورق نازک طلا با کمک چسب روی سطح به طرق مختلف، سبک‌های متمایز صورت می‌گرفته است. نهایتا طلاکاری پیشرفته بوده و تا 1500 سال انجام می‌شده، تا اینکه آبکاری با برق جایگزین آن شد، ظاهرا طلا اولین فلز کشف شده بوسیله انسان بود و این مطلب از منظر پیشرفت تکنولوژی و استفاده زیاد از آن ثابت شده است.

 


 با اینحال طلا بعنوان یک نماد نفیس و پرارزش و واسطه‌ای برای جواهرسازی و اشیاء زینتی و بالاخره اساسی از تجارت در قدیم استفاده می‌شده است. کاربرد طلا فعالیتی مهم بود، آنچه که اهمیت نداشت بوسیله مشخصات فیزیکی تعیین می‌شدند. بدین گونه رفته‌رفته انسان استخراج فلز را آموخت و تکنیک استخراج مس و ساختن اشیاء پیشرفت کرد. بدست آوردن طلا و نیاز به استخراج و فلزکاری و بهبود یافتن خواص آن یک نقش منحصر‌به‌فرد بود. سر وابسته به حقیقت زنگ نزدن فلز طلا و امکان چکش‌خواری زیاد ورقه طلا و خالص کردن آن را بدست آوردند. طلا خاصیت چکش‌خواری بالا و کشش پذیری (نرمی) داشته و به آسانی ساخته می‌شود و اینها مشخصه‌هایی برای ساخت زیور آلات بود. این پیامد پیشرفت بزرگ در ادوات فلزی، جواهرسازی در عصر برنز در دریای مدیترانه و خاورمیانه پرورش یافت. بی شک انسان عصر برنز دانش بشکل درآوردن طلا را داشته، اما تولید شیء جامد از فلز دیگر خیلی بی‌فایده بوده است. بنابراین از زمانهای گذشته طلا برای ساخت شیء یا برای طلاکاری مواد دیگر کاربرد داشته است. خورده نشدن طلا ناشی از خواص شیمیایی آن است. و نهایت بی‌زاری این فلز به ترکیب شدن با دیگر عناصر است.

در حالت طبیعی نیروی محرک شیمیایی که باعث واکنش طلا با هر نوع گازی از اتمسفر و یا با هر نوع نمک که بطور عادی در خاک پیدا می‌شود وجود ندارد. بنابراین در طول مدت تدفین یک تمایل برای اشیاء طلایی وجود دارد و آن در معرض افزایش اندک در خلوص نقره و مس که همواره حاضر به کمی درجه و خارج از لایه‌های سطح طلا قادر به منفسخ شدن هستند، قرار دارد. این فقدان قابلیت فساد باعث می‌شد کارگران طلاکار قدیمی بتوانند طلا را به طلا چکش‌کاری کنند و این ورقه ها فشار زیادی را درون یکدیگر می‌توانستند پخش کنند. اگر چه نقره و مس نیاز به دقت زیادی و تمیزکاری کاملی در ظاهر دارند، اما قادرند تنها با چکش‌کاری متصل شوند. در حقیقت این روند مشکل است، روند معمول اتصال نقره و یا مس کاربرد لحیم و جوش در محل اتصال است. از دو پایه فیزیکی/ مکانیکی طلا که در دنیای باستان مشهور بود، به این نکته پی بردند که در زمان قدیم اشیاء طلایی فقط با خاصیت چکش‌خواری ساخته می شده‌اند. قابلیت چکش‌خواری حاضر، طلا را قادر می‌سازد به صورت یک سیم نازک شکل داده شود. این قابلیت در 3000 هزار سال پیش وجود نداشت، در حقیقت احتمال دارد خاصیت چکش‌خواری، نخستین بهره‌برداری باشد که انسان آموخته است، که شکل ناشناس "سنگ زرد" که در برخی رودها، نهرها و جوی‌ها پیدا شده را بتواند بوسیله ضربه‌زدن به آنها با کمک قلوه سنگ‌های دیگر اصلاح کند.

با پیشرقت تکنولوژی فلزکاری در عصر برنز ضرب طلا بصورت فلز ورقه شده، رشد یافته و فلز ورقه شده بکار می‌رفت. زمانهای قدیم برای طلاکاری نقره و مس بوسیله لفاف، پیرامون فلز با کمک تا زدن لبه‌های طلا در سرتاسر آن نگاهداری می‌شد.

طلاکاری ورقه‌ای (برگه‌ای):

همانا این تکنیک از زمان آغاز حدود 3 هزار سال قبل از میلاد کاربرد دارد. ممکن است برجسته‌کاری به کمک قدری نقره یا طلای ورقه‌ای بوسیله پیچیدن دور شیء صورت گرفته باشد که در "تل براگ" در شمال سوریه در حفاری هایی که صورت گرفته، آثاری به این روش طلاکاری شده اند. اتصال در این نوع از طلاکاری کاملا فیزیکی است، و مشروط براینکه طلای ورقه‌ای به کنار لبه‌های شیء فشار داده شده باشد یا درون زمینه برش داده شده، ورقه طلا قرار می گرفت. این فرآیند پیوسته به مدت اقلا دو و نیم هزار سال استفاده شده است. سابقا این فلز قدیمی در 3 هزار سال قبل از میلاد و در روی بخشی از خزانه و گنجینه سیحون (آمودریا) شناسایی شده است. این گنجینه از نخستین هزاره قبل از میلاد عقب‌تر است. شامل نعدادی سکه مسی که در طلای ورقه‌ای پیچیده شده بود و بیشتر بطور فوق‌العاده قطعاتی از میل آهنی دایره‌وار که با یک روکش زینتی و با حکاکی برجسته تزئین شده بودند. مجسمه‌ نقره‌ای از یک شخص جوان با آرایش موی طلا نیز از همانجا کشف شده است. روی این پیکره طلاکاری ورقه‌ای در دو طرف آرایش مو جداگانه بکاربرده شده و لبه‌ها بطرف پایین صیقل شده‌اند بطوریکه رد اتصال آنها بسختی مشاهده می‌شود. هرچند سابقا غیرممکن بوده بطور کامل به کمک آزمایش بتوان تزئین طلاکاری را مشخص نمود، اما در اینجا می‌توان با اندکی تردید گفت که این نمونه دیگری از طلاکاری مکانیکی، به روش طلاکاری ورقه‌ای تزئین شده است. مشکل این تکنیک طلاکاری این است که لبه‌های فلز ورقه شده محفوظ می‌ماند در نتیجه غیر ممکنه است که طلا در ناحیه جزئی از شیء بمدت طولانی بتواند پیوسته تنها بوسیله لفاف روی لبه باقی بماند.

از حدود اواسط هزاره اول قبل از میلاد بوسیله برش درون سطح فلزات اصلی و با ایجاد شیاری که لبه های فلز ورقه شده می توانستند الحاق شده و نگاهداشته شوند و در موقعیت خود به کمک چکش کاری آنها را محصور می کردند، این مشکل حل شده است. در قدیم نمونه این تکنیک یک مجسمه جام نقره‌ای هخامنشی است. در روی اهرام پله دار، گل لباس ها و پیکرهای بشری ساخته شده، ورق طلا بوسیله برش شیارهایی گرداگرد زمینه بکاربرده شده و لبه های ورق طلا بوسیله چکش کاری محکم می شده اند. جالب توجه یاداشتی است که روی ورق طلا در پشت شیء (جام نقره ای هخامنشی) با رنگی مایل به قرمز که ملایم فشرده شده و ماده با کمترین آسیب به طرح روی ورق طلا با ضربه های فیزیکی که در طول استفاده وارد می شده، باقی مانده است. آنالیز بوسیله پراش پرتو ایکس نشان داد که این ماده فشرده شده، شامل هماتیت (اکسید آهن) که مخلوط با یک مرکب ناشناس، شاید یک اکسیدآمیخته از ورق طلا و آهن باشد. وجود ورقه طلا بوسیله آنالیز فلوئورسانس پرتو ایکس تابیده شده به شیء مشخص شد، همچنین ممکن است ماده مهمی مابین مرصع کاری و طلاکاری تشخیص داده شود. مرصع کاری شامل چکش کاری یک ماده درون شیار شکافته فلز دیگر است. هر چند در این مورد ماده جواهر نشان شده کاملا دارای یک گودی یا فرورفتگی ساخته شده برای جادادن آن است و حال آنکه در طلاکاری بدیهی است که قسمتی از سطح واقعی شیء با طلا ورقه شده پوشش داده شده است.

بطور پیوسته از فلز ورقه شده در طلاکاری استفاده می شده و می توان روی اشیاء کوچک 15 قرن قبل از میلاد مشاهده کرد. سر یک الهه پیروزی (افسانه یونان) در موزه انجمن Agora در آتن و روی تعدادی از قطعات تا حدی باندازه طبیعی و مجسمه مربوط به اسب سواری از همان مکان دیده می‌شود. روی سطح این اشیاء دست نخورده و با طلای ورقه طلاکاری شده که در جای خود بوسیله جادادن لبه های ورقه داخل شیارهای شکافته برنز در نقاط سوق الجیشی نگاهداشته شده است. این روش که سابقا رایج بوده، مناسب بنظر نمی‌‌‌رسد هر چند احتمال دارد که تکنیک نامبرده قبلا برای طلاکاری مجسمه‌های برنزی باستانی اسکندر کبیر در طبقه امپراتوری نرو استفاده می‌شده است.

استفاده از ورق طلای نازک:

می توان بیان کرد که طلاکاری با ورق نازک طلا منفور شده است زیرا ضخامت فلز ورقه شده کم بوده و تمایل به تیره شدن داشته و هیچ گونه جزئیات روی سطح اصلی فلز یا شیء باقی نمانده و از این رو بتدریج بوسیله ورقه طلای نازکتر جایگزین می شده و از زمان قدیم حدود دو هزار سال قبل از میلاد باقی مانده است. تغییر استفاده از ورقه همچنین بخاطر دلایل اقتصادی و برای پوشش نواحی معین از طلای کوچکتر و نازکتر استفاده می کردند. هرچند ورقه از طلای فرسوده خیلی خالص باشد؛ بنابراین نداشتن دسترسی تا وقتی که تکنیک های تصفیه و خالص سازی طبیعی، الکتروم سابقا کشف شد، اتفاق افتاد.

R.J.Forbes  نشریه ای است که در مورد اختراع خالص سازی طلا ملاک عمل می باشد، اشاره کرده که اولین تجزیه حدود 2000 سال قبل از میلاد در بین اانهرین بوده است. اما اخیرا مختصری در مصر یافت شده است. هر کجا ورقه طلا به مقدار زیاد استفاده شده، برای طلاکاری وسایل و لوازم مهم بوده است. اما بندرت برای طلاکاری فلزات دیگر کاربرد داشته است. بنابراین ورقه نازک طلا آسیب پذیر است و  وسیله یا شیء که پیچیده است، کشیدن ورقه طلا گرداگرد آن مشکل است. اما میبایستی بطور محکم به سطح فلز اصلی چسبانده شود. بدون تردید یک روش مجرب چسباندن ورقه نازک طلا در جای خود با یک چسب آلی است. و امروزه این تکنیک هنوز برای طلاکاری چوب و سنگ و چرم استفاده می شود. هر چند اثری از چسب از راه تجزیه کشف نشده است، اندکی شک و گمان در مورد کاربرد مقداری مس در طلاکاری آثاری که از منطقه ای در Rhodes مربوط به قرن 15 قبل از میلاد کشف شده، و همچنین طلاکاری یک پیکره کوچک برنز مارکبری که از دوره های گذشته در مصر باقی مانده است، وجود دارد. در این اشیاء، طلاکاری بر روی زمینه بوده و آلیاژ مس بکار برده شده است. این تکنیک اخیرا روی تعدادی از اشیاء مصری شناسایی گردیده است. روی مس یک لایه شامل کانیهای رس باقی مانده بود و در مار کبری یک لایه ریز بر روی زمینه

دولومیت "سنگ آهک" و اما بیش از پیش تفاله ای که معمولا در مصر ظاهر شده کلسیت یا سنگ گچ می باشد. استفاده از یک لایه آماده از ماده معدنی ریز که در حقیقت پشتیبانی است برای دریافت ورقه نازک طلا، تکنیکی که برای طلاکاری چوب و سنگ، برای ما آشناست. اما برای طلاکاری فلز این روش معمول نیست. ممکن است این روش طلاکاری مس یا برنز یک تکنیک مغایر برای فلزکاران بوده، بنابراین موقعی که لازم باشد بوسیله متمایز بودن روش صنعت گر تغییر پیدا می کند.

بیشتر این تکنیک طلاکاری روی پیکره های کوچک برنز مصری قدیم حدود 600 قبل از میلاد مرسوم بود که استفاده می شد و اثر و رد طلاکاری نگاهداشته شده است. طلا از سطح فلز اصلی در برخی قسمتها بلند شده و آزمایش از مجسمه نشان داد که طلاکاری بوسیله چسباندن ورقه نازک طلا مستقیما به سطح فلز یا شاید با کمک یک چسب مناسب صورت گرفته است. تعدادی از نمونه ها مجسمه مطلایی برنزی است که بوسیله این تکنیک در عهد روم باستان که اخیرا وصف شدند طلاکاری شده اند و دیگر اشیاء کوچک که در موزه بسیار زیاد هستند.

انتشار پیوند (اتصال): (روکش فلزی گرم، روکارگرم):

 با اینکه هر دو آلیاژ مس و نقره می تواند با ورقه نازک طلا با استفاده از چسب طلاکاری شود، علاوه بر این ممکن است چسباندن ورق نازک طلا به سطح فلز بوسیله صیقل دادن موضعی زدوده شود. صیقل کاری روی سطح فلز گرم با موفقیت بیشتری صورت می گیرد. O.Vittori  فرآیند روکش فلزی گرم را "آب فلزکاری گرم" نامیده و   et.aloddy نفوذ (پخش) اتصال نامیده است. از جمله اشیاء طلاکاری شده که اخیرا آزموده شده اند در موزه بریتانیا وجود دارند. تعدادی از آثار یونانی و اشیاء نقره ای روم باستان نیز به این روش طلاکاری شده اند. متاسفانه در اکثر موارد اجرا کردن یک آزمایش مناسب و موثر که آشکار کند چه فشار و تاثیری مکان زیر خاک تدفین بین طلا و فلز زیر لایه ایجاد می کند، غیر ممکن است. Vittori  ساخت یک مدل جالب توجه درباره روش آب فلزی گرم در علم شیمی را بررسی کرده است. همچنین نتیجه این تجربه او کارهای بسیار خوب روی مس (و احتمالا نقره) بنیاد نهاد. اما نه روی قلع و برنز. زیرا نفوذ قلع درون طلا باعث تردد و شکننده کردن آن می شود. بنابراین بعد از صیقل دادن تاب خواهد خورد (مقاومت نخواهد داشت).

مجسمه وینگس در معبدی در شهر آتن و پرینه priene معبدی در آسیای صغیر که تقریبا اشیاء کشف شده در این دو ناحیه از مس خالص و قلع کم و دیگر موارد از برنز ساخته شده است. آزمایش از سطح این اشیاء وینگس متاسفانه بدون دقت تاریخ گذاری شده اما مربوط به قرن چهارم قبل از میلاد و یا عقب تر می باشد و شاید حتی به روم باستان مربوط باشد. معلوم شد لبه های چهارگوش ورق نازک طلا با یکدیگر همپوشی شده اند. که این غیر عادی است یک مجسمه برنزی مشترک بوسیله آب کاری فلزی گرم و ورق نازک طلا، طلاکاری شود. مجسمه برنزی رومی معمولا دارای بیشتر از 5 درصد قلع و بیشتر از 10 درصد سرب می باشد.

هر چند مجسمه وینگس بوسیله آهنگر ساخته شده و نسبتا مس خالص در آن بکار رفته است. همچنین فرآیند تولید و ساخت آسانی داشته اند. گذشته از چسباندن ورق نازک طلا به سطح با استفاده از چسب و یا بوسیله چکش کاری، تکنیک دیگری که در بسیاری موارد استفاده شده بود، پانچ (منگنه کردن) ورق طلا داخل لایه زیری بود. هر یک از این دو روش که بطور سراسری ناحیه موردنظر طلاکاری شده، در روی یک جام (قدح) پارتی مشاهده می شود. اساسا لبه های ناحیه طلاکاری شده را گرد می کردند. مجسمه های پادشاهی هخامنشی مربوط به قرن 5 قبل از میلاد یا دیسک نقره ای برجسته شده با یک منظره شکارمربوط به قرن 4- 5  قبل از میلاد به این روش ساخته شده است و هر دو از گنجینه سیحون (آمودریا) هستند. نمونه دیگری از این تکنیک هر چند خیلی عقب تر از تاریخ نیست، طلاکاری روی قاب عینک (حاشیه) از قرن دوم و قدح (جام) نقره ای رومی از گنجینه چوآرس می باشد. (سابقا طلاکاری حین ساختن و هر کجا این تکنیک های گوناگون طلاکاری با ورق نازک یا ورقه ساخته می شده، ناقص صورت گرفته است. اما بطور فراوان دوره ای بعد از آغاز و شروع پاک و زدوده می شدند).

قرن اول قبل از میلاد تا دوم و سوم بعد از میلاد تعدادی دگرگونی یکنواخت روی زمینه در زمان استفاده پیدا شد. هر چند از حدود قرن 3 بعد از میلاد در طلاکاری تغییرات اساسی داده شد و تکنیک های گسترده ای بعنوان مثال طلاکاری آتشی (گرم) ابداع شد. از این زمان به بعد تقریبا کشف کرده بودند که بطور ثابت طلاکاری را در سطح اشیاء استفاده کنند. هر دو تکنیک مربوط به ساسانیان ایران و سلسله تانگ چین بوده، همچنین در روم و امپراتوری بیزانس و در قاره اروپا طلاکاری آتشین بطور عالی سلطه داشت. سرانجام هم در اروپا و هم در شرق با ابداع آبکاری فلزات به کمک برق در میانه قرن نوزدهم متروک شد. اما چه وقت و کجا اختراع شد؟

طلاکاری آتشین (گرم):

سابقا جیوه در طلاکاری اشیاء برنزی چین در قرن 3 قبل از میلاد و عقب تر یافت شده است. اما بطور شگفت آور در طلاکاری نقره های دوره هلنی یونان و عصر پادشاهی روم باستان وجود نداشته است. با اینحال در قرن اول قبل/ بعد از میلاد هر دوی آقایان ویتروویوس و پلنی به استفاده از جیوه برای طلاکاری و اینکه ممکنه که در این دوره بدون تردید جیوه حتی اگر بندرت و میزان کم استفاده شده، اشاره کرده اند. پلنی بیان داشته که طلاکاری با جیوه یک تکنیک گران است و اخیرا پیشنهاد شده است. پلنی توضیحی درباره طلاکاری آتشین داده که مرسوم نبوده است. اما جیوه بیشتر بعنوان یک چسب استفاده می شده است.

روش پیشنهاد عملی این است که ابتدا سطح فلز تمیز و صیقل شده و آنگاه لایه نازک جیوه روی سطح صیقل شده مالیده و زمانی که ورقه طلا روی آن لایه بکار برده می شده، تمایل به چسبیدن بوسیله فرآیند ملقمه را داشته، اما جیوه چون آماده حل کردن طلا بطور کامل است بنابراین نیازی به گرما دادن شیء برای تبخیر جیوه اضافی نیست.

فرضیه ویتوری صحیح تر از پیشنهادی که پلنی به آن استناد کرده می باشد و آن سرد کردن تکنیک ملقمه -  طلاکاری است که ممکنه این روش در اشیاء یونانی و برنزهای چینی مربوط به دوره عتیق قدیم استفاده شده باشد؟

آزمایش متالوژیکی صرفا بطور کامل هیچ چیزی را مبنی بر اینکه جیوه بوسیله گرما دادن از اشیاء منفعل می شده، نشان نداده است. هر چند یک اصل از مقایسه طلاکاری برنز که جیوه در طلاکاری با آنها ترکیب نشده و متمایز از آنها است، وجود دارد.زمانی که فلز اصلی مس است جیوه موجود بوده و در سرب و روی یا جیوه وجود ندارد و یا مقدار آن کم است. تعوفیلوست توصیفی در مورد اینکه در قرن دوازدهم بعد از میلاد چگونه طلاکاری می تواند اگر سرب و روی با مس ترکیب شوند، کاهش و یا از بین رود، موقعی که ورقه طلا به کمک چسب ضمیمه شده و یا یک تکنیک جدید طلاکاری برای قسمتهای مختلف مجسمه سازی رومی استفاده شده است، داده است. چندین فهرست از طلاکاری پیکره و مجسمه ساخته شده از سرب -  برنز و مقایسه آنها با طلاکاری آتشین همانند مجسمه سواره نظام در روی میدان کلیسای جامع در ونیز شده که این مجسمه تقریبا از فلز خالص مس ریخته گری شده است. این سواره نظام طرحی از مس خالص است بنابراین آنها می تواند بی گمان طلاکاری آتشین شده باشند. اساس صحیح طلاکاری جیوه ای (ملقمه) در واقع منفصل کردن جیوه با حرارت دادن به آن است. می بایست در مورد بقایای آن تحقیق کرد. اگر چه نخستین معرفی نباشد. در روم قدیم در قرن 2 یا 3 بعد از میلاد از زمانی که استفاده شد در همه جا منتشر گردید. احتمالا تغییری به سبب پیشرفت تکنولوژیکی در عمل پالایش و پاکسازی جیوه صورت گرفته باشد و یا واقعا به منبع جدیدی برای هدایت به سمت فراوانی و تدارک بیشتر این فلز مرموز پی بردند.

اما هر چقدر کامل توضیح داده شود باز هم اکنون همه اینها نامعلوم است و حال با بستن عصر روم باستان و باز کردن قرون وسطی، طلاکاری آتشین به چیز عمومی کم خرج، جواهر بدلی، تبدیل شد. باقی ماندن نمونه هایی از طلاکاریهای قرون وسطی در موزه های اروپا گواهی به این امر است. همچنین هزینه فرآیند میبایستی بقدر کفایت بوده، و به تعبیری طلاکاری فلز در حصار استطاعت و توانایی خیلی از مردم بوده است.

تصدیق و سپاسگذاری:

 تمام اشیاء که توضیح داده شد، بجز، میدان سواره نظام خیابان مارکو ونیز، همگی متعلق به مجموعه موزه بریتانیا هستند، و عکسبرداری کردن و چاپ کردن با اجازه از متولی تولیت موزه می باشد. (British Museum)‌

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

References

گانتر؛پل جت، فلزکاری در ایران در دوران هخامنشی و اشکانی و ساسانی، ترجمه: شهرام حیدرآبادیان، انتشارات گنجینه هنر، تهران، 1383.

 [l] Mallowan, M. Excavations at Brak and Chagar Bazar, Syria. Iraq, 9, l-259,1947.

[2] Dalton, 0. M. ‘The Treasure of the Oxus with other examples of early metal work’ (3rd ed.), London, Trustees of the British Museum, 1964.

[3] Oddy, A. Gilding through the Ages. Gold Bulletin, 14 (2), 75-79, 1981.

[4] Thompson, H. A. A golden Nike from the Athenian Agora, in ‘Athenian Studies presented to William Scott Ferguson’ (Havard Studies in Classical Philology, Supplementary Vol. l), Cambridge, Mass., 1940.

[5] She&, T. L. The Athenian Agora: Excavations of 1971. Hewer& 42, 121-179, 1973.

I61 Plinii, Naturalis Historiae, XXXIV,. ’ xix. 63-4.

[7] Forbes, R. J. Studies in Ancient Technology: Vol. VII (2nd ed.), E. J. Brill, Leiden, 1971. [SJ Oddy, W. A., Padley, T. G. and Meeks. N. D. Some unusual techniques of gilding in Antiquity, Proceedings of the 18th International Symposium on Archaeometry and Archaeological Prospection held at the Rheinisches Landesmuseum, Bonn, in March 1978. Archaeo-Physiko, 10,23&242, 1979.

191 Oddv, A., Pearce, P. and Green, L. An L . unusual gilding technique on some Egyptian bronzes in ‘Conservation of Ancient Egyptian Materials’, S. C. Watkins and C. E. Brown (eds), United Kingdom Institute for Conservation Archaeology Section, London, pp. 35-39, 1988.

IlO] Oddy, W. A., Vlad, L. B. and Meeks, N. D. The gilding of bronze statues in the Greek and Roman World, in ‘The Horses of San Marco, Venice’, Thamesand Hudson, London, pp. 182-187,1979.

[ll] Oddy, W. A. Gold in Antiquity: Aspects of gilding and of assaying. J. Roy. Sot. Arts, 130 (5315), 730-743,1982.

[12] Vittori, 0. Pliny the Eider on Gilding. Gold Bulletin. 12. 35-39. 1979.

[13] Oddy, W. A.‘, La Niece: S., Curtis, J. E. and Meeks, N. D. Diffusion bonding as a method of gilding in Antiquity. MASCA Journal, 3 (8), 239-241, 1981.

1141 Lins. P. A. and Oddv. W. A. The origins of mercury gilding. Journal of ArchaeoloPical Science. 2. 365-373. 1975. (See”nos. 4,10-17,18-22,24-25; 30-32.)

Gold Leaf Application and Antique Restoration, Ellen Becker,1998

Gilding Approaches to Treatment, 2000

Practical Gilding, Peter & Ann Mactaggart

www.British Museum.org

www.Agora musem.org