آشنایی با هنر و معماری ایران در دوره باستان

 


تپه ها و بناهای تاریخی و آثار فراوان باقی مانده از دوران باستان ایران، نشان دهندۀ رواج رونق هنر معماری این سرزمین در طی هزاره های قبل بوده است. باستان شناسان و محقّقان بسیاری که سیر تحول و تکامل زندگی، تاریخ و هنر مردم فلات ایران را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار داده اند، به استناد مدارک و شواهد کافی، ساخت نخستین سکونتگاهها و روستاهای مردم این منطقه را حداقل به ده هزار سال قبل مربوط می دانند.

از جمله این روستاهای اولیه، می توان به گنج دره در نزدیکی شهرستان هرسین(استان کرمانشاه) و منطقۀ تپه زاغه در دشت قزوین اشاره کرد. این بناهای ابتدایی و ساده، از چینۀ گلی و یا خشت خام ساخته می شدند.

باستان شناسان بسیاری نیز شروع دورۀ نوسنگی یا انقلاب نوسنگی در ایران را به حدود 9000 سال پیش نسبت می دهند و از آغاز این دوره تا تأسیس امپراتوری هخامنشی را به دو دورۀ نوسنگی (هزارۀ هفتم ق.م) و دورۀ مس وسنگ (حدود 3200 ق.م) تقسیم می کنند، که با پیدایش خط این دوره به پایان می رسند.

هزارۀ پنجم تا سوم پیش از میلاد در ایران، دورۀ «مس و سنگ» به شمار می آید. یعنی اگر چه ابزارهای سنگی هنوز کاربرد داشت، امّا مس هم در ساختن بعضی از اشیاء و ابزار به کار می گرفت.

دورۀ مفرغ در ایران از اوایل هزارۀ دوم پیش از میلاد(4000 سال پیش) آغاز گردید. در حدود 1200 پیش از میلاد عصر آهن در ایران شروع شد و از این تاریخ آهن به جای مفرغ برای ساختن ابزار و اسلحه مورد استفاده قرار گرفت.

از زمانی که دورۀ آهن در ایران در ایران آغاز می شود،ساختن سفالینه های نقش دار به ویژه در غرب ایران از رواج می افتد و تا دو هزار سال بعد یعنی سده های آغازین دورۀ اسلامی به رونق نخستین خود باز نمی گردد.

در منطقۀ ماهیدشت کرمانشاه و زیویۀ کردستان از بلندی کوههای مرتفع مقدار زیادی سفالهای دورۀ آهن پیدا شده است. پراکندگی جغرافیایی سفالهای عصر آهن در ایران و همگونی نسبی بین این سفالها، نشان دهندۀ همگونی فرهنگی مردم منطقه نیز هست، که یکی از مشخصه های دوران آهن می باشد.

انسان پیش از تاریخ که در فلات ایران می زیست، در دورۀ پارینه سنگی در سوراخهایی که در قسمتهای پر درخت ایجاد می کرد و یا  در عمق غارهای سنگی کوهستانی می زیست و بدین وسیله تا اندازه ای خود را از گزند سرما و حملۀ حیوانات وحشی حفظ می کرد.

برای نخستین بار رمان گیر شمن دانشمند و باستان شناس فرانسوی در سال 1949 آثار و بقایای انسان اولیۀ فلات ایران را در حفاری غاری در «تنگ پبده» pabda در کوههای بختیاری واقع در شمال شرقی شهر شوشتر پیدا کرد.

در غار تنگ پبده ابزار سادۀ شکار انسان ابتدایی نظیر تبر سنگی و چکش سنگی که بعضی دستۀ چوبی داشته اند، پیدا شده و نشان می دهند که انسان برایتهیۀ خوراک خود، چگونه حیوانات را شکار می کرده است.

این باستان شناس همچنین در کتابش «ایران از آغاز تا اسلام» از ظروف سفالین ناهموار و پخته نشده ای نوشته است، که به همراه آثار و بقایای مربوط به ده هزار سال پیش، از انسان ساکن در غارهای بختیاری به دست آمده و بدین ترتیب ثابت کرده است که مردم ایران جزو اولین سازندگان و ابداع کنندگان ظرفهای سفالی در جهان بوده اند.

« گیر شمن» پنج هزار سال پیشاز میلاد (هفت هزار سال پیش) را زمانی می داند که انسان پیش از تاریخ ساکن ایران، از ارتفاعات پایین می آید و در دشت ساکن می شود. به نظر گیرشمن قدیمی ترین محل سکونت بشری که در دشت شناخته شده، سیلک کاشان است.

انسان در آغاز اقامت در سیلک، هنوز روش خانه سازی را نمی دانست. به زودی باچینه های گلی خانۀ محقری ساخت و در دوره های بعد، خشت گلی را ابداع و آن را جانشین چینه کرد.

این خشتها شامل آجرهای بیضی شکل بود،که با دست ساخته می شدند و در آفتاب خشک می گشتند. در مرحلۀ سوم تکامل تمدن ماقبل تاریخی سیلک، به جای خشت بیضوی، خشت صاف و مستطیل شکل ساخته شد.

گیرشمن زیباترینو یکی از قدیمی ترین آثار بازمانده از انسان 7000 سال پیش فلات ایران را پیکرۀ کوچک انسانی می داند، که از استخوان و به صورت دسته چاقو ساخته شده است. این مجسمۀ کوچک، شخصی را نشان می دهد که شب کلاهی بر سر و لنگ یا کمربندی بر کمر دارد.

در اواخر هزارۀ چهارم پیش از میلاد (حدود 3200)پ.م ) تمدن تکامل یافتۀ عیلام در جنوب غربی ایران شامل خوزستان، قسمتی از فارس امروزی، کرمان، بخش هایی از شرق ایران و بخش های جنوبی زمین های پست کنارۀ رودهای دجله و فرات، به پایتختی شهر باستانی شوش به ظهور رسید.

شهر شوش که در مطلب بعد با آن بیشتر آشنا خواهیم شد، در حدود 4000 سال پیش از میلاد، به عنوان کانون مذهبی ساکنان منطقه بنا نهاده شد و با  داشتن معبدی بزرگ، به مرور مرکزیت تمام مناطق مسکونی دشت خوزستان را به دست آورد.

شوش در سده های پایانی هزارۀ چهارم یعنی حدود 3200 پیش از میلاد، وارد مرحلۀ تازه ای شد، که به « دورۀ پیدایش خط» معروف است. وسعت محوطۀ باستانی شوش، حدود 400 هکتار می باشد.

تمدن عیلام      

حکومت عیلام در آغاز هزارۀ سوم پیش از میلاد (حدود 4900 سال پیش) در جنوب غرب ایران به مرکزیت منطقۀ خوزستان (شهر شوش) شکل گرفت و شاهان آن به مدت 22 قرن  بر ایران فرمان رانداند.

تمدن و دولت پیشرفتۀ عیلام که نخستین حکومت منسجم در فلات ایران به شمار می رود، در سال 645 پیش از میلاد به دست آشور بانی پال فرمانروای مقتدر و جنگجوی آشور منقرض شد. 33 سال بعد، بعنی در 612 پیش از میلاد، تمدن آشور نیز به نوبۀ خود مغلوب قوم آریایی و شجاع ماد شد.

مهمترین مناطق مربوط به تمدن عیلام عبارتند از: شوش، چغازنبیل و هفت تپه، که هر سه منطقه در دشت خوزستان قرار دارند. طبق گفتۀ باستان شناسان و صاحب نظران، تمدن عیلام شامل دشت خوزستان، قسمتهایی از شرق ایران و کرمان بوده است.

تمدن عیلام در کنار تمدنهای بزرگ بین النهرین (سومر، اکد، بابل و آشور) قرار داشت و آثار به دست آمده از مناطق مربوط به تمدن عیلام، نشان دهندۀ تأثیرپذیری آن تمدن از تمدنهای سرزمین بین النهرین می باشد. پیکره ها و لوح های پیدا شده از حفاری های شوش و هفت تپه بیانگر این امر است. مجسمه های عیلامی یافت شده از منطقۀ شوش، نشان دهندۀ خصوصیات مردم آن قوم هستند.

مهمترین نکته در بررسی این مجسمه ها، تأثیر مذهب عیلامی ها بر هنر آنهاست و بیشتر مجسمه های پیدا شده دارای حالتی می باشند که گویی در برابر چیزی احترام می گذارند. و به عبادت آن می پردازند.

مجسمۀ مفرغی معروف به «مرد نیایشگر» که از شوش به دست آمده، بیانگر این ویژگی است. نکتۀ دیگری که در بررسی آثار شوش و بویژه آثار سیلک کاشان با آن روبرو هستیم،پیوند میان زندگی و آثار هنری است و نشان می دهد که آثار یاد شده، تنها برای تزیین و زیبایی ساخته نشده اند، بلکه کاربرد دیگری نیز داشته اند.

مجسمۀ مفرغی ملکه ناپیرآسو (نیپرآزو) همسر اونتاش- گال پادشاه عیلامی که سر آن مفقود شده، از مفرغ و به وزن 1750 کیلوگرم و ارتفاع فعلی 135 سانتی متر است، که امروزه در موزه لوور در پاریس قرار دارد. این مجسمه از شوش به دست آمده است.

یکی از نمونه های برجستۀ بناهای مذهبی که به دست عیلامیان ساخته شده زیگورات مشهور«چغازنبیل» است، که در دشت آزادگان خوزستان و 30 کیلومتری شهر شوش قرار دارد.

شهر دور اونتاش (چغازنبیل) در حدود سال 1250 پیش از میلاد و زمان حکومت اونتاش گال فرمانروای خردمند عیلام و به عنوان نیایشگاهی برای اینشوشیناک خدای عیلامی ها ساخته شد. این بنای بزرگ عیلامی به وسیله «رمان گیرشمن» کشف و مورد حفاری قرار گرفت.

در این معبد هزاران آجر کتیبه دار و مهره های استوانه ای منقوش پیدا شده، که اطلاعات بسیاری را از مردم آن زمان در اختیار محققان و باستان شناسان قرار داده است. چغازنبیل در سال 1313 شمسی به طور تصادفی کشف شد.

بر اساس اسناد اکدی، کشور عیلام نوعی «ممالک متحده» بوده و هر ایالت حاکمی داشته است. حکام ایالات عیلام همگی زیر نظر حکومت مرکزی بوده اند. بر اساس اسناد سومری، عیلامی ها در حدود سال2400 پیش از میلاد، خط صورت نگاشت را به کار می بردند و شاید به سبب اینکه طی سالهای 2222350 تا 2300 پیش از میلاد، تحت سلطۀ اکدها قرار داشتند، خط میخی و اکدی را اقتباس کردند و با این خط متون خود را بر لوحهای ساخته شده از گل می نوشتند. آجرهای کتیبه دار چغازنبیل نیز با خط میخی عیلامی نوشته شده اند. این خط بیش از 300 حرف داشت.

بعضی تحقیقات و نظرات هم حاکی از آن است که خط میخی عیلامی، از تحول و تکامل خطهای تصویری درون سرزمین ایران شکل گرفته و به بیان دیگر، پیدایش خط حاصل ابداع مردم فلات ایران بوده است.

خط عیلامی خطی هجایی بوده و به همین سبب علامتهای زیادی داشته است. می توان گفت خط عیلامی مادر خطهای باستانی ایران بوده است. در خط هجانگار، برای مثال هر یک از هجاهای سی، سو، سار، سه ،ساد، سگ و ... دارای یک حرف یا نشانۀ ویژۀ خود می باشد. (مانند خط امهری که در کشور اتیوپی وجود دارد.)

از دوره عیلام قدیم یعنی قبل از نیمۀ هزارۀ دوم پیش از میلاد، هیچ نوع اثر معماری از شوش مشاهده نشده و هیچ آثاری باقی نمانده است. بنابراین، اظهار نظر دربارۀ معماری عیلامی در طول این دوره در شوش، غیر ممکن است و تنها اطلاعات اندکی را می توان از طریق مهره های آن دوره کسب کرد.

از شواهد باقیمانده چنین بر می آید، که در این دوره ساختن «معابد شاخی» رایج بوده است. زیرا در آن دورۀ ایران«شاخ» نمادی از الوهیت به شمار می رفته است.

دوران عیلام میانی، تنها دوره ای از فرمانروایی عیلامی هاست، که بقایای معماری مربوط به همی را ارایه کرده است. این مجموعه، آثار نیایشگاه مقدس چغازنبیل در حدود 30 کیلومتری شوش است. عیلام میانی، مهمترین و درخشان ترین دورۀ حاکمیت عیلامی ها بوده است.

آثار هنر عیلام جدید را می توان در چندین ظرف بدل چینی و اشیاء مفرغی که «راپوسه» نامیده می شوند، مشخص کرد. کوزه های کوچک بدل چینی شبیه جعبه های عاج گرد و کوچکی هستند، که در سده های نهم و هشتم پیش از میلاد و در سوریه ساخته می شدند. یکی از آنها، حالت همان طرح گلهای «رُزت» و غنچه های توأمان نیلوفری را دارد، که در نیم تاج سری از جنس عاج، مربوط به سدۀ هشتم پیش از میلاد که در حفریات نیمرود به دست آمده، دیده شده است.

کلاه نوک دار ویژۀ شاهان دورۀ عیلام جدید و وسیلۀ شناسایی و تشخیص آنها از فرمانروایان دوره های قبل است. در نقش رستم واقع در نزدیکی تخت جمشید، نقش برجستۀ بهرام دوم ساسانی، بر روی نقش برجسته ای از دورۀ عیلام ساخته شده و می توانگفت آن را به طور کامل حذف کرده است.

تنها دو نقش در دو انتهای این نقش برجسته باقی مانده، که گفته می شود مربوط یک شاه عیلامی و همسر او می باشد. شاه کلاه نوک داری را که ویژۀ دوران عیلام جدید است، بر سر نهاده و ملکه تاج کنگره داری بر سر دارد، که ملکه های سدۀ هفتم پیش از میلاد آشوری بر سر می گذاشتند.

گروهی از اشیای مفرغی عیلام جدید که باید با تیردان مفرغی و عاجها ارتباط داشته باشند، معروف به «سیتولا» یعنی سطل مفرغی باریک و بلند، با ته مخروطی هستند.در اصطلاح باستان شناسی، این نوع ظرفها را«جام» نامیده اند. شکل این ظرفها در اصل مصری است مانند نقش نیلوفر آبی در کف آنها. با این وجود، سبک تزیینی این دسته از جامها، عیلامی جدید است.

آثار و بقایای تمدن عیلام را می توان در مناطق تل لورت،تل شروان، تل های لالار، ویرانه های دره شهر و تل طرحان (تارهان) که همگی در منطقۀ سیمرۀ پشتکوه لرستان قرار دارند، مشاهده کرد. در مناطق ایذه (مال امیر پیشین)، سلیمان تپۀ پشتکوه، سیرجان کرمان وتل اسپید فهلیان فارس نیز آثاری از دورۀ عیلام وجود دارد.

قدیمی ترین آثار سفالی لعابدار و مجسمه های لعاب دیدۀ ایران، از مناطق شوش و هفت تپه به دست آمده اند، که مربوط به دورۀ عیلام می باشند. فن لعاب دادن را عیلامیان از مردم بین النهرین آموخته بودند.

در محلی به نام «لالی» در 40 کیلومتری شمال مسجد سلیمان، کتیبه هایی به خط میخی سومری و مربوط به حدود 3000 سال پیش از میلاد پیدا شده است.

تمدن هنر مانا (ماننا)

پیش از به قدرت رسیدن مادها و ظهور حکومت قدرتمند آنها، تمدنی به نام«مانا» (ماننا) در جنوب دریاچۀ ارومیه و به مرکزیت حسنلو وجود داشت، که به اعتقاد محققان حوزۀ فرمانروایی آن، شامل سرزمین های امروزی آذربایجان می شده است.

نام «مانا» نخستین بار در سالنامه های آشوری در سال 843 پیش از میلاد برای اقوامی آمده، که در برابر نیروی «شلمانصر سوم» مقاومت کرده است.

مانایی ها که نسبت به مادها قدمت بیشتری داشته و همزمان با اورارتوها زندگی می کرده اند، همانند اورارتوها در شکل گیری هنر و فرهنگ ماد و به ویژه معماری آنها تأثیر داشته اند. در جنگ علیه آشور نیز، از متحدین مادها بودند.

جام زرین و مشهور حسنلو که در تپۀ حسنلو در نزدیکی شهر نقده (جنوب دریاچه ارومیه) به دست آمد، مربوط به تمدن«ماننا» است. مانایی ها اگر خود بر هنر و معماری مادها تأثیر گذاشتند، به نوبۀ خود بسیار تحت تأثیر معماری اورارتوها بودند.

تمدن اورارتو

اورارتوها دسته ای از اقوام آریایی بودند، که در حدود 1000 سال پیش از میلاد در نواحی شمال غربی فلات ایران (در حوالی دریاچۀ وان و سرزمین های مجاور آن) مسکن گزیدند. این اقوام در حدود 859 پیش از میلاد دولت قدرتمندی به نام «اورارتو» تشکیل دادند، که شهر «موساسیر» در ارمنستان مرکز حکومت آنها بود.

تمدن و هنر ماد

مادها به اعتقاد برخی، در حدود سال 825 پیش از میلاد، از طرف شرق و از طریق جادۀ اصلی باستانی، به سوی غرب ایران حرکت کرده و در آنجا ساکن شدند. آنها که قومی آریایی و از اقوام هند و اروپایی بودند، در مسیر حرکت خود به سوی شمال غرب ایران، با دو امپراتوری مقتدر آشور و عیلام از یک سو و از سویی دیگر با حکومت جوان و نیرومند «اورارتو» در شمال ایران و بخشی از آسیای صغیر، همسایه شدند.

«دیااُکو» یکی از سران مشهور این تمدن است، که توانست اقوام پراکندۀ ماد را متحد کند و در سال 708 پیش از میلاد امپراتوری بزرگ ماد را تأسیس نماید. او به مدت 53 سال پادشاهی کرد. فرورتیش، هوخشتره و دیوکس نیز از فرمانروایان مشهور و قدرتمند این دوره بوده اند. شاهنشاهی بزرگ ماد عمر کوتاهی داشت. آستیاگ پسر کیاکسار در سال 550 پیش از میلاد به دست نوۀ خود کوروش، یعنی پادشاه پارسها مغلوب شد.

مادها در آذربایجان، کردستان، لرستان، ری قدیم و اصفهان سکونت داشتند. سه ناحیۀ عمده و بزرگ در دولت ماد وجود داشت، که عبارت بودند از : همدان، ناحیۀ ری و ناحیۀ نسا (در کرمانشاه). کار اصلی مادها کشاورزی و دامداری بود و در فلزکاری، جواهرسازی و زرگری نیز مهارت فوق العاده داشتند.

بعضی از صاحبنظران نیز سه منطقۀ زیر را مربوط به حوزۀ حکومتی مادها دانسته اند:

1- آذربایجان (آذرآبادگان- ماد آتروپاتن)

2- ماد بزرگ

3- منطقۀ ری و تهران امروزی (راگ- راگیانا- راز)

آثار و بقایای مادها در مناطق مختلفی از ایران وجود دارد. ازجمله می توان به تپۀ «گودین» در 12 کیلومتری شهرکنگاور، تپۀ نوشی جان در 60 کیلومتری جنوب همدان، تپۀ گیان نهاوند، تپۀ باباجانی لرستان و گورستان B سیلک کاشان، تپۀ حسنلو در آذربایجان غربی و زیویۀ سقّز کردستان اشاره کرد. اشیاء زرین و سیمین و ظروف سفالی به دست آمده از کلاردشت نیز مربوط به زمان مادهاست.

وجود این همه آثار گوناگون، ما را برآن می دارد که تمدن بزرگ ماد را به عنوان یک واقعیت تاریخی بپذیریم. تمدنی که با اتحاد قبایل مختلف ایرانی و پس از پیروزی بر آشور، اولین امپراتوری ایرانی را بنا نهاد.

پایتخت مادها شهر «هگمتانه» (همدان امروزی) بود. که یونانی ها به آن اکباتان می گفتند. این شهر دارای هفت قلعۀ تودرتو بود، که هر قلعه رنگ نمادین خاصی داشت. هگمتانه که یونانیان به آن «اکباتان» می گفتند، به دستور «دیوکس» پسر فرورتیش ساخته شد و نخستین مرکز حکومتی مادها در غرب ایران بوده است. از دیگر شهرهای مادها می توان بغستانه (بیستون)، اسپدانه(اصفهان) و کنکوبار (کنگاور)را نام برد.

باورهای هفتگانه و هفت رنگ مربوط به آنها در هگمتانه، عبارت بودند از سفید- سیاه- ارغوانی- آبی- نارنجی- نقره ای و طلایی. این رنگها حالت نمادین و مرموز داشتند و مظهر و سمبولی از آسمان و هفت اختر گردان آن به شمار می آمدند که در زبان پهلوی به آنها «هفت بوخت» و در زبان پارسی دری«هفتان» گفته می شد. بر اساس باورهای مردم ایران باستان، هفت اختران (پدران برین)با چهار آخشی جان (مادران چهارگانه) درمی آمیزند و زادگان سه گانه (کانی- گیاه- جاندار) پدید می آید.

گنجینۀ جیحون که در حوالی «آمودریا» کشف شد، شامل آثار هنری مربوط به دوره های ماد و هخامنشی است. این گنجینۀ مشهور، با احتمال از تپه ای به دست آمده که امروزه، «تخت قباد» نامیده می شود و در ناحیۀ بلخ قدیم کنار ساحل جیحون قرار دارد.

رُمان گیرشمن باستان شناس فرانسوی اعتقاد دارد که اشیاء موجود در این گنجینه مربوط به معبد بوده و زمانی مردم آنها را به آن محل و خدای مربوط به آن اهدا کرده اند. زیرا پلاک های کوچک به دست آمده از آن، دارای نقش هایی است که بیانگر نوعی مراسم زردشتی هستند. تأثیر هنر تمدن سیلک، اورارتو و حتی لرستان در هنر مربوط به گنجینۀ جیحون به چشم می خورد.

تپۀ باباجانی در مرکز لرستان مربوط به دورۀ سکونت مادها در آن ناحیه است. از سه کاخ مستحکمی که در باباجانی یافت شده اند، آخرین و محفوظ مانده ترین شان متعلق به نیمۀ دوم سدۀ هشتم پیش از میلاد است. در قسمت شرق دژ در باباجانی، تالاری با شکل نامنظم هندسی قرار داشته، که به سبب وجود اندودی از گچ قرمز و سفید بر سطح دیوارهایش، به آن «اتاق رنگین» نام داده اند. دو محوطۀ تاریخی مهم تپۀ نوشیجان و گودین تپه مربوط به تمدن ماد هستند. آثارنوشیجان مربوط به سدۀ هشتم تا نیمۀ اول سدۀ ششم پیش از میلاد است وشامل آتشگاه، تالارستون دار یا آپادانای چهار معبره، قلعۀ نظامی، معبد مرکزی، اتاقها و انبارها و ... می باشد.

در سال 800 پیش از میلاد، یکی از شاهان ماد در گودین تپه کاخ حصاردار و دژ مانندی درست کرد، که تالار اصلی بنا دارای شش معبر (دالان) است و سقف آن بر پنج ردیف ستون قرار دارد، که هر ردیف نیز دارای 6 ستون می باشد. با استفاده از این ستونها، دو راهرو و یک محل برای زندان یا انبار آذوقه ایجاد شده است و هر یک از این راهروها دارای سه معبر است. در نوشی جان و گودین تپه، نمای بناها با برجستگیهای موجود در فواصل منظم هماهنگی پیدا کرده است. تالار شش معبرۀ گودین تپه در مسیر توسعه تالارسازی اولین گام به شمار می آید و شاید الگوی کاخ هخامنشی پاسارگاد باشد.

تپۀ «سه گابی» در فاصلۀ سه کیلومتری تپۀ گودین قرار دارد و آقای دکتر لوییس لوین معاون دکتر یانگ طی کاوش های علمی که در آن انجام داد،اشیایی مربوط به هزارۀ سوم پیش از میلاد و همزمان با تپۀ گودین را در محل به دست آورد.

از دورۀ مادها دخمه هایی دردل صخره ها بر جای مانده،که به «آرامگاه های مادی» مشهور شده اند. مهمترین این گور دخمه ها عبارتند از : دخمۀ فخریگا یا فخریکا در نزدیکی مهاباد، دخمۀ شیرین و فرهاد در نزدیکی شهر صحنه در کرمانشاه، دکان داود در نزدیکی سرپل ذهاب، دخمۀ «دا و دختر» (مادر و دختر) در استان فارس، دخمۀ آخور رستم در جنوب تخت جمشید و گور دخمۀ قیزقاپان در کردستان عراق.

در اغلب مقابر صخره ای غرب ایران که پیش از دورۀ هخامنشی ساخته شده اند، ستونهای ورودی دخمه، عمق و حجم دخمه را مشخص می سازد.(مانند گور دخمه های دورۀ ماد). امّا از دورۀ هخامنشی به بعد، موضوع عمق کمتر مورد توجه است و به تزیینات و نماسازی بیشتر اهمیت داده می شود. در این نوع مقبره های صخره ای مانند آرامگاه داریوش در نقش رستم، ستونهای دو طرف ورودی دخمه، به شکل نیم ستون برجسته ساخته شده اند.

مقایسۀ دخمه های صخره ای دورۀ ماد و هخامنشی، نشان دهندۀ ظرافت بیشتر آثار دورۀ هخامنشی نسبت به آثار زمان مادهاست. به طور کلی معماری صخره ای در ایران، در خدمت اعتقادات دینی و مذهبی بوده است.

در زمینۀ معماری صخره ای ایران- که رسالت و کابرد اصلی آن ساختن آرامگاه و مقبره بوده است دو مورد نیز وجود دارد که مخصوص سکونت مردم بوده و عبارتند از :

1-روستای میمند در استان کرمان (نزدیک شهر بابک)

2-روستای کندوان در نزدیکی شهر تبریز

مادها در قلعه سازی نیز مهارت زیادی داشتند. قلعه سازی در تمدن ماد، برای مقابله با تمدنهای آشور، اورارتو و عیلام و رفع تهاجمات آنها انجام می شد. آنها در ساختن قلعه،بیشتر متأثر از تمدن اورارتو بودند.

بنا به گفته «ایدت پرادا» در کتابش به نام هنر ایران باستان، مادها به هنگام آمدن از شرق، با احتمال در طول جادۀ اصلی باستانی که در تپۀ دامغان از طریق ساوه به همدان و کرمانشاه می گذشت، حرکت کردند. از نظر محل پایتخت جدیدتر مادها در همدان (اکباتان)، شاید بتوان گفت که آنها به زودی در جلگۀ وسیع و حاصلخیز همدان ساکن شدند و گویا از آنجا نفوذ خود را به سوی شمال و غرب گسترش دادند. در زمان سارگون دوم آشور (705 تا 721 پیش از میلاد) می توان گفت که مادها میان ماننایی ها در شمال و عیلامی ها در جنوب واقع شده بودند.

 

تمدن و هنر هخامنشی

پارسها نیز مانند مادها قومی آریایی بودند، که به همراه آنها در خلال هزاره های دوم و سوم پیش از میلاد، به دنبال دامهای خود و یافتن چراگاه های بهتر وارد کوهپایه های سرسبز و حاصلخیز زاکرس شدند و در قسمتهای جنوب و جنوب غربی دریاچۀ ارومیه، اقامت گزیدند.

پس از مدتی پارس ها (پارسوآ) راه جنوب و جنوب غربی ایران  را در پیش گرفتند و در قسمتهایی از خوزستان امروزی که در آن زمان تحت حکومت عیلامیان بود، ساکن شدند و کم کم براقتدار و سرزمین های تحت تصرف خود افزودند و باتسلط بر انزان یا انشان (مسجد سلیمان امروزی )، توانستند مقدمۀ پیدایش امپراتوری بزرگ هخامنشی را بنا نهند.

گروه دیگر آریایی مهاجر یعنی مادها (آمادا) در همان محل قبلی خود باقی ماندند و آنها نیز با مرکزیت همدان (هگمتانه ) همانگونه که گفته شد اولین حکومت و امپراتوری رسمی آریایی در ایران را به وجود آوردند.

تمدن هخامنشی در سال 559 پیش از میلاد به وسیلۀ کوروش در پاسارگاد شکل گرفت و در سال 330 پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی نابود شد. آثار معتبر به جامانده از دورۀ هخامنشی بیشتر در پاسارگاد، شوش و تخت جمشید قرار دارند. مقبرۀ کوروش (بنیانگذار دولت هخامنشی) در اولین پایتخت این سلسله یعنی پاسارگاد قرار دارد و به منزلۀ سمبول و مینیاتوری از یک زیگورات می باشد. کهن ترین اسناد ایرانی که موجود و در دست است، از دورۀ هخامنشی و به خط میخی می باشد.

تاریخ هنر معماری ایران، با دورۀ هخامنشی آغاز می شود. مهمترین آثار ساختمانی این دوره، شامل آرامگاهها، آتشگاهها و کاخهاست.

آثار باقیمانده در تخت جمشید، بیشتر شامل «نقش برجسته» می باشد در این دوره روی سنگ و حجاری بسیار تأکید می شود و می توان گفت نقش برجسته مهمترین هنر هخامنشیان بوده است. این نقش برجسته ها جنبۀ نمادین و سمبولیک دارند. نقش برجسته های تخت جمشید بر دیوارۀ تالارهای مختلف کنده شده اند، که بهترین و سالمترین آنها در تالار آپادانا قرار دارد. آنچه در تمام تخت جمشید جلب نظر می کند، رعایت کامل تقارن است.

قرینه سازی به همراه اتقای شکوه و عظمت شاهانه، از خصوصیات بارز این دوره است. این ویژگی را در تعداد و چگونگی قرارگیری ستونها

/ 0 نظر / 1710 بازدید