نور در ویترین موزه ها

مقدمه:

سه عامل موثر در ویترین موزه ها عبارتند از: نور و دما  Light & Temperature، رطوبت                         Humidity  و الودگی های محیط  Air Pollution

در این میان نور به علت تاثیر فراوانی که بر روی دید انسان می گذارد از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

تعریف دقیقی از نور وجود ندارد و برای شناخت ان می بایست پنج نظریه را در مورد ان بشناسیم .                                    

1.      ماهیت ذره ای :پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی منتشر می شوند و مستقیم حرکت می کنند. مانند به وجود امدن سایه.

2.      ماهیت موجی: حرکت نور به صورت موج است و در تمام جهات پخش می شود

3.      ماهیت الکترومغناطیس                       

4.      ماهیت کوانتومی نور : جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به کمک مقادیر گسسته ای به نام فو تون انجام می گیرد.

5.      گستره طول موج نور :گستره نور مرئی بین 400nm (ابی) تا 700nm(قرمز) می باشد که بیشترین حساسیت چشم مربوط به  555nm (زرد) است.

رنگ سنجی یا طیف نور سنجی بازتاباننده: بررسی ویژگی های طول موج نور بازتابیده شده از روی رنگ و اثر انها بر روی چشم است . نور علاوه بر تاثیر روی رنگ ، بر روی جلا، بافت ظاهری و برجسته کاری شی را نیز دارد.

هر رنگ به وسیله سه بعد سنجیده می شود:

 بعد اول Value: خاکستری خنثی

بعد دوم Hue: رنگهای سیر شده

بعد سومChroma: میزان خاکستری مخلوط شده با هر رنگ

 

 

 


                                           

Surface deterioration            

نابودی سطحی

نیازی نیست گفته شود که نور می تواند رنگها را تغییر دهد و باعث پوسیده شدن مواد شود، با وجود ان با سرعت مدرن شدن رنگها و تمایل فراوان و بیشتر به روشهای پرتو افکنی نسبت به تعمیر کردن (مرمت) این دانش عمومی، که اهمیت کاربردی کمتری نسبت به ان دیگری دارد، مگر در موزه ها. هر چه توانایی و زمان نور بیشتر باشد به خصوص برای اشیایی که کدر هستند می تواند اسیب رسان باشد و عمدتا در زوال و بدتر شدن ظاهرشان موثر است. اما ظاهر، گوهر بیشتر نمایش ها به ویژه در نقاشی ها و طراحی ها می باشد.    می توان گفت که همه مواد زیستی در برابر نور در خطر هستند . اصطلاح مواد زیستی، شامل همه چیزهایی است که از گیاهان یا حیوانات تولید شده اند برای مثال کاغذ، کتان ، پنبه، چوب، پوست، مو، ابریشم، پشم روغنها، سریشم، سریش و ... و در ترکیب چندماده با هم، به خاطر شباهت در استخوان بندی شیمیایی تقریبا همه رنگ های مصنوعی و پلاستیکها . باید یاداوری شود که نور می تواند هم باعث تغییر رنگ و هم تغییر مقاومت شود در سست کردن منسوجات و نابودی مبانی رنگها.

 بعضی اطلاعات در زمینه تاثیر مواد به وسیله نور را می توان در جدول1 (پیوست ها ) در انتهای این مطلب یافت. سنگ فلز شیشه و سرامیک با بعضی استثناها تحت تاثیر نور قرار نمی گیرند. و نیازی به نگرانی در مورد چوب استخوان عاج (اگر ظاهر رنگی انها برایمان مهم نیست) نیز وجود ندارد. نور علاقه مند به انواع و اقسام مواد موزه ای ،کوچک یا بزرگ، برای تخریب می باشد.                                                        برای کاهش زوال ظاهری اشیا به کمترین مقدار ما می بایست نور را کنترل کنیم. لیکن ما پیش از انکه با روشها و مفاهیم سرو کار داشته باشیم به ازمودن نور طبیعی می پردازیم.


 

Light and heat energy

نور و انرژی گرمایی

انرژی طبیعی نهایی مستفاد نیست اما چگونگی زمان و محدود کردن سیستم فیزیکی وتغییرات انرژی که انها تحمل می کنند می تواند تعیین کننده باشد. گرما، نور و جنبش اشکال انرژی هستند. انرژی انقدر تعریف شده که معانی ان(مانند مجموعه میزان انرژی در یک سیستم بسته همیشه بدون تغییر باقی می ماند). برای همه آشنا است.

این هست اسان اراستن به وسیله یک قرارداد که تمایلهای هر انرژی که مناسب بود برای ناپدید شدن در هنگام یک تغییر داخل پتانسیل انرژی برخی از گونه ها و براستی پتانسیل انرژی محصور شده در هر مولکول TNT تصویر راحتی از واقعیت است. یک واکنش شیمیایی برای زوال شی ممکن است انرژی را جذب کند یا ممکن است برخی از پتانسیل های انرژی نگاه داشته شده در مولکول را خارج و فعال کند. اما در هر دو صورت مقدار قطعی و معینی از انرژی می بایست برای شروع واکنش تغییر یابد. این عمل به نام واکنش فعال سازی انرژی مشهور است. در موزه ها فعال سازی انرژی در یک شی ممکن است به وسیله گرمایش یا شدت روشنایی ان یا به وسیله تغییرات شیمیایی که خودمان وارد می کنیم و باعث تباهی تدریجی یک شی می شود، به وجودآید. و به این دلیل است که تعداد میلیونها مولکول درگیر هستند. انرژی برای یک تغییر باید به صورت ناگهانی ،نه آهسته، به یک مولکول تحویل شود. انرژی همیشه در حرکت است ، نیروی گماشته شده انرژی در یک واکنش شیمیایی، همانند به کار بستن نیروی ما برای شکستن یک عصا هست. ما عضلاتمان را هر چه بیشتر منقبض می کنیم تا عصا بشکند. اما به این صورت در سطح انفرادی مولکولها نیست. تئوری کوانتوم بیان می کند که انرژی تحویل شده است در مجزا کردن کوانتومها یا متمرکز کردن ها مقدار قطعی  در هر کدام و همچنین نمایش می دهد که قانون کوانتوم های گرما و نور در روشهای مختلف پیروی شباهت انرژی کمک دهنده به ساخت این خالص کردن .

بیشتر مردم قسمتی از هر روز کاری زندگی اشان را درتبدیل، گرفتن یا افریدن فشار در داخل اتوبوسها یا قطارها صرف می کنند. این هل دادن ها به هر حال هزاران دفعه تکرار می شود، اسیب به بدن نمی رساند و می توان ان را با اثر معمولی دمای اتاق گرم کوانتومها بر مولکول خارجی مقایسه کرد . کوانتوم گرمایی دائما اختلاف بین مولکولها با یکدیگر است اما باعث آسیبهای شیمیایی نمی شود. خیلی به ندرت در کمبود وقت ممکن است در پیاده روها له شویم  اما احتمال ان بعید نیست و در مورد ان نگران هستیم. هر چند یک شلوغی می تواند مناسب باشد در یک اتفاق بد، اگر دما بالا باشد، درانجا می توان تلفات همه جانبه دید ، برخی از واکنشهای شیمیایی  زمانی که ما به یک شی حرارت می دهیم رخ می دهند.

کوانتومهای انرژی نور فوتون نامیده می شود و خیلی از انها بسیار قوی تر از کوانتومهای گرمایی در دمای اتاق عمل می کند. اگر برگردیم به مثال جمعیت ، تصور شود کنترل یک گروه آشوبگر با زدن گلوله های مختلف ، که بعضی از انها مرگ آور، در جمعیت. این مثال قابل قیاس با فوتونها است.برخی مشابه با فوتونهای نور قرمز، باعث اسیبهای فیزیکی کوچک بسیار می شوند و برخی دیگر همانند فوتونهای نور آبی و بنفش تمایل به وخیم شدن دارد هر چند طول موج کوتاه نور بنفش توسط چشم دیده نمی شود فوتون های امواج ماورا بنفش ازهمه بیشتر آسیب می رسانند.

به طور خلاصه زوال نیازمند انرژی نور یا گرما است و نور در موزه ها نسبت به گرما تقریبا نیرومندتر است.


 

Spectrum                                                                         

طیف بینایی

ما اکنون در میان طیف رنگهایی که نور میان یک منشور صادر می کند جستجو می کنیم. نور شامل پرتوهایی هست که ما می توانیم ببینیم همچنین دارای پرتوها یا رنگهای نامرئی برای چشم انسان _ماورا بنفش و مادون قرمز_ است. بهتر است از این به بعد از اصطلاح پرتو در عوض نور استفاده کنیم. منابع پرتو نور سفید از قبیل نور روز، لامپهای تنگستن و فلورسنت، می تواند به وسیله یک منشور همه رنگهای رنگین کمان نمایش داده شده در (شکل شماره1) را انشعاب دهد. در رنگ بنفش با طول موج کوتاهتر و در قرمز طولانی تر، کوتاه در پایان وضع ماورا بنفش(UV) و ماورا قرمز در طول موج بلند پایان وضع مادون قرمز(IR) . همه اینها برای حوزه های مختلف به وسیله منابع نور سفید تشعشع داده شده.

ما اکنون اختصاص می دهیم طول موج هایی را که می توانیم در شماره هایی در عوض رنگ توزیع کنیم. تنها توضیح داده شده این است که انرژی وارد شده در پاکتهای مجزا ، که برای همه فرمهای پرتوها و نیز برای نور، فوتون نامیده می شد( از این به بعد موج نامیده می شود) ما داریم مخالف یک معما مرکزی از فیزیک مدرن را مطرح می کنیم. نور شبیه ذره حرکت می کند، اما شبیه موج زیبایی بیرون کار را به تصویر می کشد. به نظر می رسد فوتون ها وجود خارجی حقیقی ندارند. ما باید گنجایش برای نامیدن در اصطلاح هر یک از دوتا موج ها یا فوتونها ، هر کدام که مناسبترند در طول موج بلند پایان طیف مرئی قرار گیرند . بلندترین طول موج قرمز که ما می توانیم ببینیم در حدود 760nm بالاتر از این پرتو را (IR) می نامند(شکل شماره1 ) اگر این پرتو به وسیله یک فلز جذب شود موجب افزایش درجه حرارت می شود، بنابراین تصحیح می کنیم که:  نامیدن نور به عنوان یک شکل گرمایی خیلی اوقات به پرتوی مادون قرمز محدود می شود زیرا گرما در نتیجه وجود پرتوی مادون قرمز در نور است. از طرف دیگر برای موج (IR ) طول موج معین و محدودی وجود ندارد و در موزه ها همچون آبشاری به سوی بزرگ شدن تدریجی طول موج پیش می رود.          

 طول موج UV برخلاف IR در یک طول موج معین بین 300_400nm محدود می شود . در واقع در انجا هیچ خط تقسیم بندی UV را از رنگ بنفش یا IR را از قرمز جدا نکرده . طول موج 400nm به علت ناتوانی چشمان ما برای دیدن هر موج کوتاهتر از ان و 300nm پایان مجموعه برای نور روز است. موج های زیر 300nm نمی توانند به داخل اتمسفر رسوخ کنند پرتوهای UV که از میان شیشه پنجره های موزه ها یا شیشه پوشش اطراف یک لامپ تنگستن یا فلورسنت عبور می کنند، دارای طول موجی با پهنای 325nm است اما طول موجهایی با پهنای بین 325 تا 400nm درون شیشه به دام می افتند.

(جدول شماره 2 )  پرتوهای خارج شده از منابع نور سفید در داخل سه ناحیه UV  ، IR و نور مرئی تقسیم می شود و یک موج شاخص نیز ما به ان اضافه می کنیم . این شاخص پیش از این برای نمایش انتقال شیشه و کارکردهای مفید دیگر استفاده شده. شاخص عمودی میزان هر کمیت تغییر پذیر با طول موج معین را تعیین می کند رنگ نور منعکس شده از یک قلم نقطه ای سبز(شکل شماره 2) سفیدی ابشار نور در قلم و نور سبز انعکاس یافته است. همه رنگها انعکاس پیدا می کنند و رنگ سبز بیشتر از دیگران . نوری که انعکاس نیابد جذب می شود و به موجب ان گرمای رنگ کاهش می یابد و مقداری از این نور جذب شده حتی می تواند تماما در جهت یک تغییر شیمیایی در رنگدانه ها مصرف شود . پرتوهای سبز در مرکز گستره تابش قراردارد بنابراین نسبت به دو سر گستره تابش (آبی و قرمز) کمتر انعکاس می یابد و بیشتر جذب می شود.

رنگهای ارغوانی معکوس سبز هستند: نور انعکاسی این رنگ در دو انتهای گستره تابش (آبی و قرمز) برجسته  و کمترین انعکاس در مرکز است (جدول شماره 3 b. ) در نتیجه اگر دو رنگدانه سبز و ارغوانی مخلوط شوند نور از همه قسمتهای گستره تابش به یک اندازه انعکاس و به یک اندازه جذب می شود به طوری که می تواند یک خاکستری طبیعی مساعد (جدول شماره 3. c ) ایجاد کند.به همین دلیل به سبز و ارغوانی رنگهای مکمل گفته می شود. یک منبع نور سفید انرژی را در سرتاسر گستره تابش ساطع می کند. در نور سفید، طول موج همه رنگها پیروی یک طرز کار یکسان برای انعکاس گستره تابش وجود دارد . اگر ما نمودار میزان انرژی ساطع شده به وسیله بعضی منابع مخصوص نور سفید در هر طول موج در سرتاسر گستره تابش را ببینیم توانایی پیش بینی و به دست اوردن یک خط کم وبیش افقی را داریم. (جدول شماره 4) نمایش می دهد که این فرایند مطابق با ویترین است. سفید سفید،و چشم به صورت شگفت انگیزی سازگار با انها است.                  سفید یک عبارت با معنی ناقص برای ما است. چشمان ما قدرت سازگار شدن با هر منبعی که یک گستره تابش نوری را ساطع می کند و حتی منابعی با شکستهای بزرگ در گستره تابش را دارد. در یک اتاق که به وسیله یک نوع از نور روشن شده شی سفید و نوری که به وسیله ان روشن شده هر دو سفید دیده می شوند.  سفیدی سفید بیشتر تحت تاثیر تغییر رنگها مطرح می شود.

به طور خلاصه گستره تابش پرتو مطابق نور موزه (نور روز ، لامپهای فلورسنت و تنگستن) را می توان در سه ناحیه به وسیله موج ها تقسیم کرد: پرتو ماورا بنفش UV( 300 تا 400nm) نور یا موج مرئی(400 تا 760nm ) و موج مادون قرمز IR (بالاتر از 760nm)

 

/ 3 نظر / 39 بازدید
حمیدرضا اسکندری

سلام آقا محسن لطفا راجع به سبکهای معماری قبل از اسلام بنویسید. دوستدار شما من.

محسن حسنی

خیلی عالی بود منتها جدول ها قابل مشاهده نیست ممنون

کمند

با سلام چند تا مورد باعث شد وبلاگتون جلب نظر بکنه در مورد موزه نوشتید و دانشجوی داشنگاه هنر بودید و فامیلیتونم حاج سید جوادیه!!!استاد راهنمای لیسانسم من کارشناس موزه هستم و الانم دارم فوقم در پژوهش هنر دانشگاه هنر تهران می گیرم درگیر تصویب پایان نامه و انتخاب موضوع مناسبم که بی ربط به کارشناسیم هم نباشه و نسبتاً بکر باشه ، اگر چیزی به ذهنتون رسید خوشحال می شم برام میل کنید.